🤍🌙ℋ𝒶𝓂𝒾𝓂 𝓂𝒴 𝓂ℴℴ𝓃🌗✨️
حمید صالحی شغل : کارمند پدر حامی و جانا
💢راجع به شغل بابا حمید هیچ چیزی پیدا نکردم بخاطر همین اینو خودم گفتم دوستان💢
🤍🌙ℋ𝒶𝓂𝒾𝓂 𝓂𝒴 𝓂ℴℴ𝓃🌗✨️
جانا صالحی شغل : دانشجو دوست مارال و ماهلین خواهر حامیم
اینهم احتمالا جانا باشه ولی مطمئن نیستم😇
رمان ماه من🌓🌙
پارت 5✨️
کپی 🐘تر فقط فوروارد🎀
حامیم : *لباسشو گذاشتم*
خب آماده بشیم بریم خونه کارن😇
کارن : خب این پسر چرا نیومد بزا یه زنگ بش بزنم ببینم کجاست ؟😊
تلفن کارن به حامی*
حامی : الو سلام داداش خوبی😉
کارن : سلام مرسی کجایی✨️
حامی : سر خیابونتونم دارم میام👍🏻
کارن : باشه میبینمت
خب یه زنگم به ماهلین بزنم
تلفن کارن به ماهلین *
کارن : الو سلام ماهلین خوبی کجایی؟
ماهلین : سلام داداش ممنون سر خیابونم😊
کارن : باشه خدافظ😘
ماهلین :
خب یه زنگ به مارال بزنم ببینم کجاس؟
تلفن ماهلین به مارال:
ماهلین: الو سلام خوبی؟
مارال : سلام ممنون🌸
ماهلین : کجایی گلم؟
مارال : تازه راه افتادم راستی قبلش وسایلامو گذاشتم خونه😊
*ماهلین و مارال باهم زندگی می کنن اما مارال یه یک ماهی رف پیش خانوادش و الان دوباره برگشت پیش ماهلین*
ماهلین : ا چه خوب باشه سریع تر بیا🎀
مارال : باشه بای😉
ماهلین : خوب دیگه رسیدم ا اونم حامیه
حامیم : سلام ماهلین خانم خوبین
ماهلین : سلام آقای صالحی ممنون
حامیم : میشه بغیر از دانشگاه منو حامی یا اگه دوست داید یه چیزی بش بچسبانید چون ما الان دیگه دوست خانوادگی هستیم 😇
ماهلین : چشم آقا حامی
بفرمایید تو😌
حامی :مرسی اول شما برید منم پشتتون میام😉
حامیم : سلام به همه🥰
کارن : سلام همه به تو داش حامی😂
حامیم : باشه آقا کارن باشه🙄
کارن : به خدا منظوری نداشتم شوخی کردم😔
حامیم : خب حالا😉
ماهلین : بس کنید دیگه😐
حامی و کارن : چشم🫠
ماهلین : آقا حامی یادتون نرفته که گفتین ازما کنفرانس نمگیرید😇
حامی : ام نه یادم نرفته چون فردا با من دارید میگید😊
ماهلین : بله✨️
ادامه در پارت بعد.....
تقدیم بهتون🎀
🤍🌙ℋ𝒶𝓂𝒾𝓂 𝓂𝒴 𝓂ℴℴ𝓃🌗✨️
رمان ماه من🌓🌙 پارت 5✨️ کپی 🐘تر فقط فوروارد🎀 حامیم : *لباسشو گذاشتم* خب آماده بشیم بریم خونه کارن😇 ک
اینم از پارت صبح مون✨️🎀
نظراتون راجب به پارت🥰
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bz4bib1&btn=جون.دلم؟❤️🩹
اگه ۲۰ هر روز ۳ تا پارت میدم دخترا نمی خواید زیاد شیم🥺✨️🤍
ࡅ߳ߊܝ̇ܘ ܣܝ̇ߺوܝ̇ ߊܝ̇ ܝܦ̇ࡅ߳ܝ̇ߺࡅ߳ߺߺܙ
ܥ݆یܝ̇ܨ ܝ̇ߺܩیܥوܝ̇ߺܘ ܥܠܩ🙃❤️🩹
چنل قشنگمون👌🏻🤍
@chanl_hamim