خب بزن بریم واسه رمان
قشنگمون به اسم ماه من 🌙✨️
این رمان شامل ۲ فصل هست که پارتش معلوم نیست فعلا بستگی داره به حمایتتون🥰
شخصیت ها و پارت اول فردا صبح قرار میگیره 👌🏻
پارت دادنمون اینجوری که یبار در روز هر روز دو الی سه پارت اگه بیشتر حمایت تو ناشناس داشته باشیم ۳ تا قرار میدم و ساعتش معمولا ظهر ها هستش✨️
بمونید برام امید وارم خوشتون بیاد قلبای من 🫀🤞🏻
بخشی از رمان قشنگمون:☆
ماهلین : حامی من از همون اول عاشقت شدم ✨️♥️
حامیم : تو هم از همون اول ماه شب تارم شده عشقم 🌓🤍
ماهلین : این بهترین تایم زندگیم بود 🥺
حامیم : منم هیچ وقت این لحظه رو فراموش نمی کنم و تو تا ابد در قلب من خواهی موند💖
ࡅ߳ߊܝܘ ܣܝߺوܝ ߊܝ ܝܦࡅ߳ܝߺࡅ߳ߺߺܙ
ܥ݆یܝܨ ܝߺܩیܥوܝߺܘ ܥܠܩ🙃❤️🩹
اصکی*🐘شدن چنلتون🌱
چنل قشنگمون👌🏻🤍
@chanl_hamim
رمان ماه من 🌗🤍
پارت 1✨️
کپی🐘تر فقط فوروارد🎀
ماهلین:
خب امروز اولین روز دانشگاست
اول رفتم حموم بعد یه شومیز سفید و
یه شلوار بگ آبی و یه شال آسمانی پوشیدم و راه اوفتادم به سمت دانشگاه
حامیم:
وای خیلی هیجان دارم امروز اولین
روزیه که تدریس می کنم .
یه حموم رفتم بعد یه تی شرت سفید و یه شلوار بگ آبی پوشیدم .
چقدر خوش تیپ شدم وای دیر نشه بزن بریم سمت دانشگاه .
دانشگاه*
حامیم : خب بچه ها سلام من حامی صالحی هستم و ۲۷ سالمه اول حضور غیاب می کنم تا باهاتون آشنا شم .
خانم مارال مرادی
مارال : حاضر
حامیم : خانم ماهلین محمدی
ماهلین :حاضر
حامیم : ببخشید شما نسبتی با آقای محمدی دارید
ماهلین : بله استاد برادرم هستن
حامیم : اوکی چه خوب ایشون یکی از دوستان من هستن
ماهلین:
چه خوب آشناهم که در اومد استادمون
ولی خدایی به کارن نمی خوره رفیق به این خوش تیپی داشته باشه ها
مارال : دیونه چی داری میگی برا خودت
یه سوال شما دوتا چرا لباساشون سته؟
نکنه....ماهلین!
ماهلین : نه به خدا من روحمم خبر نداشته که اونم مثله من لباس می پوشه بعد من اصلا نمی شناسمش .
مارال : باشه قبول ولی چقد بهم میاین
ماهلین :😏😊*بدشم نمیومد*
حامیم :
خب کلاس تموم شد و امروز دیگه کاری ندارم راستی اون دختره لباسش مثله من بودا تازه خواهر کارنم بود چطور در موردش نگفته بود تا حالا بزار بهش زنگ بزنم
تلفن حامی به کارن*
حامی : الو سلام داداش خوبی ؟
کارن : سلام مرسی داداش چه خبر ؟
حامی : هیچی والا امروز کلاس داشتم یکی از دخترا گفت خواهرته چرا به من نگفته بودی خواهر داری؟
کارن : چه جالب پس استادشون تویی
تاحالا بحثش پیش نیومده بود بهت بگم
درسش چطور بود حالا آقای استاد؟
حامیم: خوب بود درسش
کارن : خب خداروشکر دیگه چی داداش کاری نداری
حامیم نه عزیزم فعلا خدافظ
کارن : فلا بای
ماهلین :
کلاس تموم شدو رفتم خونه
برم پیش کارن ببینم چی کار می کنه
اتاق کارن :
کارن : بفرمایید
ماهلین : سلام دادش خوبی چه خبر؟
کارن : مرسی سلامتی تو چی دانشگاه چطور بود از استادت راضی بودی؟
ماهلین : خوب بود استادمم که خودت بهتر میشناسیش اسمش حامیمه گف یکی از دوستانه
کارن : آره پسر خیلی خوبیه چند ساله که رفیقم خواننده هم هست البته هنوز شروع نکرده
ماهلین : اوکی من برم اتاق خودم یه زنگ به مارال بزنم فعلا داداش جون
کارن : باشه گلم برو
ادامه در پارت بعد.....
تقدیم بهتون🎀