چو عاشق میشدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود
ندانستم که این دریا چه موجِ خونفشان دارد
@chaparketab
بعضی کتابها
با هر سنی خوانده میشوند،
اما با هر سنی
یکجور فهمیده نمیشوند.
نادر ابراهیمی را
سالها میشناختم؛
نامش، کتابهایش،
و آن جهانِ آشنای کلماتش
همیشه حضور داشت.
اما امروز
خواندنش برایم
معنای دیگری دارد.
امروز
کلماتش
بیشتر مکث میخواهند،
بیشتر فکر،
و بیشتر همراهی.
خوشحالم که این روزها
همزمان با تجربههای تازهی زندگی،
و نگاه به روزهایی که روشنفکری داخلی و
دشمنی های خارجی ما را میآزارد،
با نگاهی آرامتر و دقیقتر،
همنشین نوشتههای او هستم؛
انگار حالا
گفتوگو میان من و کتاب
واقعیتر شده است.
و حالا انگار بیشتر از قبل
با شما آشنا شده ام.
رحمت خدا همیشه همراه شما باشد.🌿
-سخن ادمین
@chaparketab
این روزها خیلیا مدام از غم،سیاهی،عزاداری و حال بد میگن!
من یه جا با شما موافقم و یه جا مخالف
اینکه برای خونِ بیگناه غمگین هستین،قابل احترامه.این یعنی هنوز وجدان زندهست.
یعنی ریخته شدن خون آدم ها براتون عادی نشده و نیست.
امااااا
یه فرق مهم هست که میخوام بهش فکر کنیم.
بین سوگواری واقعی و غمِ تزریق شده از اینستاگرام فرق هست!
وقتی هرروز،هرساعت،بدون بررسی،بدون منبع،متن جعلی،عکسهای احساسی،روایت یکطرفه داره تو فضای مجازی میچرخه کمکم غم تبدیل میشه به یک فضای ساختگی!
بیشتر ما هنوز زندگی عادیمونو میکنیم،
کار میکنیم،میخندیم،غذا میخوریم،مهمونی میریم،با دوستامون چت میکنیم و میخندیم،
درس میخونیم بدون توجه به این جریانات و استرس نمره داریم،
ولی ولی ولی اینجا طوری نشون میدیم انگار فقط عزاداریم!!!