eitaa logo
چـاپـارکتـاب📚
577 دنبال‌کننده
610 عکس
78 ویدیو
21 فایل
﷽ ❀ السَّلامُ عَلَیک أَیتُهَا الطَّاهِرَةُ ❀ -معرفی کتاب خوب 📚 -تیکه کتاب 📖 - حالِ خوب ✨ -بجنورد📍 اگرم خواستی کتاب بخری میتونی رو من حساب کنی تخفیف هم میدم و با پست میاد دم خونه‌اتون..📫 اینجا بهم پیام بده👇🏻:) @it_mohammadi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
••📚•• هرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به کتاب بیشتر خواهد شد. این که کسی تصور کند با پدید آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جدید و نوظهور، کتاب منزوی خواهد شد، خطاست. ۱۳۹۰/۰۴/۲۹ 🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
••🖤🕯️•• حضرت خدیجہۜ پس از ازدواج با پیامبرﷺ همه اموالش را قبل از اسلام و بعد از آن، در اختیار پیامبر گذاشت، تا آن حضرت هرگونه که خواست آن اموال را در راه خدا بہ‌مصرفـ برساند، بہ‌گونه‌ای کہ حضرت‌ محمد که فقیر بود، بی‌نیاز شد و خداوند در مقام بیان نعمتـ های خود به پیامبر اکرم از جمله مي‌فرماید: - خداوند تو را فقیر یافت و بی‌نیاز نمود ––·•—–٠📚چاپاࢪڪتاب📚٠—–•·–– https://eitaa.com/joinchat/3811311791Cde7f429be5
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
••📚•• 🍕 [ ✍🏻📖/ صفحه ۲۰۳ ] ادموند لبخندی زد و گفت: فکر کنم بمیرم،انگار قلبم بیشتر از این تحمل هیجان رو نداره، امیدوارم خدا کمکم کنه. آرتور نمیدونی چقدر سخته دوری و فراق! وقتی به یک خوب رویی دل میبندی ، به یه دلبر ، به یه معشوق و قبل از اینکه سیر نگاهش کنی ، رو برمیگردونه و میره، بعد تو می مونی و یه دنیا حسرت، حسرت اینکه چرا اومد و چرا بی‌دلیل رفت، اصلا اون معشوق زیبارو کی بود؟ چقدر روزهای خوشی کوتاهه...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
••📚•• 🌱معرفی کتاب های شهید احمد متوسلیان • راز احمد • کاک احمد • همپای صاعقه • کمین جولای 82 • سی و هفت سال • وقتی کوه گم شد • در هاله‌ای از غبار • سی و هفت سال • بیست و هفت در 27 • می‌خواهم با تو باشم • احمد متوسلیان هستم • مجموعه 28 جلدی قصه فرماندهان @chapar_ketab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چـاپـارکتـاب📚
📚کتاب « بیست و هفت روز و یک لبخند» ↜ پسری که سالیان سال، بسیجی بودنش را، آن هم بسیجی فعال بودنش را،
🍓📚 [✍🏻صفحه ۱۶۶/ بیست و هفت روز و یک لبخند] رضا میدونی تو پادگان کسوه که بودیم خیلی احساس غرور داشتم. از اینکه که پادگان ما تو چند کیلومتری اسراییل بود و اون نمیتونست هیچ غلطی بکنه. این یعنی ما صاحب قدرتیم. یعنی به اونها هم ثابت شده نمیتونن با ما در بیفتن.. _بابک در جیب پیراهنش دست میکند. قرآن کوچکی در می آورد و زیر لب صلوات می‌فرستد و لایش را باز میکند: به خاطر وجود و درایت ایشونه. این آرامش و امنیت، این غروری رو که من امشب ازش حرف میزنم، مدیون بودن این مرد هستیم؛همه ما. علی پور خم میشود روی عکس. تصویر حضرت خامنه‌ای، زیر نور اندک ماه روشن می شود. ––·•—–٠📚چاپاࢪڪتاب📚٠—–•·–– https://eitaa.com/joinchat/3811311791Cde7f429be5
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
••🌙•• باز کن در که گداے سحرت برگشته... 🤍 @chaparketab