دیشب تو جمع خانواده نشسته بودیم و بحث کتاب شدن و فهمیدن بنده کتاب خونم . بعد کلی تعریف که افرین کتاب میخونی و کتاب خوبه علم رو بالا میبره:
حالا نصف کتابایی که من میخونم:
کتابخانهی بی کتاب؟
-وبلاخره کل زندگیمون رو از دست میدیم
بسی حق.
اگه نیاز داشتید با یکی حرف بزنید..من هستم
@silence_24
هدایت شده از 𝑨𝒓𝒄𝒉𝒊𝒗𝒆
به عنوان مشاور ارشد رئیس نقش بهسزایی در تمام درگیری ها داشتید و حالا در مراسم مافیای دشمن، ارام و جرعه جرعه از ینوشیدنی خود مینوشید.
هیچکس از هویت اصلی شما باخبر نیست و این خِبره بودن شما در ایفای نقش دوست رو بیان میکنه که ناگهان حس سردی فلزی روی کمرتون کردید، ارام شخصی که دم گوشتون از پشت سرتون گفت : "میتونی با تکون نخوردن زمان بیشتری زنده بمونی جاسوسکوچولو"
این پایان بود و یا همچنان دست تقدیر، اجازه بردن شما را به فرشته ی مرگ نخواهد داد ؟
𝑭𝒓𝒐𝒎 𝐀 𝐒𝐞𝐚 𝐎𝐟 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝒕𝒐 𝒉𝒆𝒓𝒆