eitaa logo
در میان قفسه های کتابخانه
227 دنبال‌کننده
907 عکس
228 ویدیو
2 فایل
شروع دوباره؟ ۱۴۰۳/۰۱/۲۲ همسایه ها: https://eitaa.com/chapel/5633 ناشناس : https://daigo.ir/secret/2723426384 کپی ؟ به هیچ وجه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مُستَمِعان
هدایت شده از مُستَمِعان
من همانم که سرم درگیر است... ناتوان و خسته از تقدیر است... ‌ این همه افکار گم، بس واضح است... بی نیاز از قصه و تفسیر است... ‌ ‌ دوش گفتا که مرا تقصیر نیست... پس بجز من بر چه کس تقصیر است؟ ‌ من خودم بر فکرم آتش میزنم لیکن این آتش چنان زنجیر است قصد من تنها شنا در آب بود آب هم گویا بسی پاگیر است خواهم آخر به دلم نور دهم لیک گفتا که کنون بس دیر است درد دارم درد! درد بی سرانجامی را بر دلم گویی هزاران، صد هزاران تیر است رو به آیینه نشستم شامگاه هر چه بر خود گفته ام تحقیر است ‌ ‌ کاش این ابیات شعرم خود زبانی داشتند لیک تنها ذره ای از آن در این تقریر است ‌ ‌ تا به حالا بر خودت کردی نظر از چشم دوست؟ مال من گویا برایم بدترین تصویر است ‌ ‌ حس خوشحالی برایم ناشناس و مبهم است شبنم و شعر و شفق هم گویی بی تاثیر است ‌ ‌ تا به غربت ذره ای راه بپیمایم، تمام! امشبم همچون سحرگاهان عجب دلگیر است ‌ ‌ آتشی در جانم افتاده نمیدانم چرا گویی این آتش به کابوس شبم تعبیر است ‌ من به دنبال مقصر نیستم! آرام باش... هرچه بر من میرود از نفس بی تدبیر است... _به قلم کارن
اما من هنوزم منتظر این تقدیمی اتلانتیسم
در میان قفسه های کتابخانه
همه می‌دانند که بدون پول حتی یک قدم هم نمی‌توان برداشت برادران کارامازوف فئودور داستایفسکی
در تمام دوران طولانی تاریخ بشر چیزی وحشتناک تر از احساس تنهایی وجود نداشته است. فریدریش نیچه