eitaa logo
چایِ هِل‌دار☕️🌱
447 دنبال‌کننده
104 عکس
48 ویدیو
0 فایل
هُوَ‌ اَلمَحبُوب✨️ تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد از آن زمان که شنیدم[تو]شعر میخوانی... آغاز:۷/آبان🍁/۱۴۰۴ ساعتِ ۹:۵۲ <<<منم و این صنم و عاشقی و باقیِ عمر...♥️ https://punz.ir/message/0401cD3 بگوشیم.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. فرق دارد دل من با دل تو عالمشان در دهانم پر حرف است نمى گويمشان… .
. از دلِ ما چه به جا مانده که باز آمده‌ای؟! - .
. آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه‌ایست تا قربانی‌ات کنند... .
. قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را ... .
. شدی در چشم هایش خیره ای دل! سادگی کردی از این پس هیچکس را غیر از او زیبا نمی بینی ... .
. به خودم آمدم انگار تویی در من بود این کمی بیش تر از دل به کسی بستن بود... .
. زندگی ای لطف اجباری دائم سخت گیر هر چه من ساده گرفتم تو معماتر شدی ... .
یا صاحب الزمان(عج)🌱
آه ای شهر دوست داشتنی کوچه پس کوچه‌های عطرآگین ای مرور تمام خاطره‌هات چون دهین ابوعلی شیرین   سرخوشی‌های بی‌حدم می‌زد پرسه در کوچه‌های بی هدفی دعوتم کرد سمت طعم بهشت ناگهان عطر قیمه‌ی نجفی   سیدی! گم شدم، حرم، مولا از کجا می شود به او برگشت؟ عربی گفت و من نفهمیدم باید از شارع الرسول گذشت   زخمی‌ام التیام می‌خواهم التیام از امام می‌خواهم السلام علیک یا ساقی من علیک السلام می‌خواهم   سنگ در می‌شود در این وادی صاحبان جواهرند همه واژه واژه با امین الله زائران تو شاعرند همه   در حرم گم شدم که می‌دیدم بین دریای بیکران دریا ریخت مضمون تازه در شعرم صحن نو، صحن حضرت زهرا   فرصت با تو بودنم چون ابر لحظه لحظه می‌شود سپری غرق آرامش، پر از رویا حرم توست خانه پدری   لنگر آسمان، ستون زمین تو به جبریل داده‌ای پر و بال مستی‌ام را خودت دوچندان کن یا علی یا محول الاحوال   باز هم در شکوه ایوانت مستم، آشفته‌ام، پریشانم دارم آن شعر روی ایوان را جای اذن ورود می‌خوانم   «زایران درگهت را بر در خلدبرین می‌دهند آواز طبتم فادخلوها خالدین»   بین این چهارپاره خوابم برد رفتم از خویش و دفترم جا ماند یکنفر مثل من درون حرم داشت شعری برایتان می‌خواند   «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که بماسوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من، به خدا قسم، خدا را»
. نمی‌خواهم بِرَنجانم دلت را بی‌سبب اما چگونه مرگ یک مادر، چهل تن متّهم دارد؟! - .