.
چنانت دوست میدارم، که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم ...💔
#سعدی
.
.
خشت خشتِ خانه را انگار ماتم بُرده بود...
داشتی میرفتی و من باز ماتم برده بود!
#محمد_حجیزاده
.
.
از کنارم رد شدی چشمی به من ننداختی
من که بدبین نیستم، حتما مرا نشناختی
#هادی_معراجی
.
.
چه شوری بهتر از برخورد برق "چشم"ها با هم
نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن
#فاضل_نظری
.
.
مگر تاریخ مرگم را دو چشمان تو میداند
که از حالا برایم اینچنین مشکی به تن کرده؟
#لاادری
.
.
شدی در چشم هایش خیره ای دل! سادگی کردی
از این پس هیچکس را غیر از او زیبا نمی بینی ...
#فاضل_نظری
.
.
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیش تر از دل به کسی بستن بود...
#علیرضاآذر
.
.
همان "آغاز" باید بر حذر میبودم از عشقت
همان دیدار "اول" باید استغفار میکردم ...
#سجاد_سامانی
.
.
چنان دلبستهام کردی که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما سایهام با من نمیآمد
- #بنیامین_دیلم_کتولی
.
.
اگر چه نزد شما تشنهی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
- #محمدعلی_بهمنی
.
.
گر مرا ترک کنی
من زِ غمت می سوزم ،
آسمان را به زمين
جان خودت می دوزم،
گر مرا ترک کنی
ترک نَفَس خواهم کرد،
بی وجود تو بدان
خانه قفس خواهم کرد...
#شهریار
.
.
هرگزهمراهی ندیدم که به اندازهی تنهایی بتواند باانسان همراه شود.
- مت هیگ
.