.
بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق
یوسف از دامان پاک خود به زندان میشود
- #صائب_تبریزی
.
.
درست میشود این روزگار،میگذرد
که گاه خیرِ خدا در بلاست؛باور کن....
#لااَدری
.
چه شد در من نمیدانم
فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم
که خیلی دوستت دارم
#جانان ♥️
.
قهوهی چشم خمارت کم مرا دیوانه کرد
لعنتی! سرمه کشیدی شهر شد دارالجنون
- #لااَدری
.
.
دردِ بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همین....
بی تو بودن درد دارد،می زند من را زمین
#فریدون_مشیری
.
.
پیشِ او دفن کنیدم که مگر زلزلهای
بعد صد قرن در آغوش کشاند ما را
- #حامد_عسگری
.
.
تهمینهی من! ترس من این است نباشد
باب دلت این رستمِ بیرَخشِ پر از غم
- #حامد_عسگری
.
.
زخمی که مرا سخت گرفتهست در آغوش
آنقدر عمیق است که درمان شدنی نیست
#اعظم_سعادتمند
.
.
آتش بزن به سینهی آتشگرفتهام
آتشگرفته را مگر آتش کند خموش...
#فاضل_نظری
.
.
آتش بزن به سینهی آتشگرفتهام
آتشگرفته را مگر آتش کند خموش...
#فاضل_نظری
.