گریه میکنم
چون یاد اون برنامه هایی افتادم که برای آینده مون ریخته بودیم آینده ای که دیگه قرار نیست وجود داشته باشه
نمیدونم تو چی داری ولی نمیخوام از دستش بدم چون میدونم که هیچوقت نمیتونم توی آدم دیگه ای پیداش کنم.
بدجوری درد داره وقتی میدونی باید یکی رو رها کنی ولی نمیتونی چون منتظری اتفاق غیرممکنی بیفته و دیگه لازم نباشه همدیگه رو رها کنین...