eitaa logo
.. :| 🇮🇷 چیز 🇵🇸 |: ..
3.3هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
1هزار ویدیو
1.6هزار فایل
اینجا چیزامو میزارم 😁😐 @hamiiiiiiiiiiiiiid
مشاهده در ایتا
دانلود
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگران این بچه ها نباش نگران خودت باش . . . .
عکس‌ها بو دارن مثلا این آقا بوی: دین من انسانیته من آریایی‌م نه غزه نه لبنان کار خودشونه مشکل ایران با اسرائیل چیه؟ به عقاید هم احترام بذارید میده 😐
رئیس جمهور آمریکا محل دقیق بوسه را برای متقاضیان روبوسی مشخص کرد. برای مشتاقان مذاکره و آشتی با پریزیدنت، وقت مناسبى است. @cheeese
رئیس جمهور آمریکا محل دقیق بوسه را برای متقاضیان روبوسی مشخص کرد. برای مشتاقان مذاکره و آشتی با پریزیدنت، وقت مناسبى است. @cheeese
🎤 | تا غزل‌ نمی‌خواندم‌، نمی‌خوابیدم ✍️ گزارش بخش «امین» رسانه KHAMENEI.IR با موضوع شعر و ادبیات از نگاه رهبر انقلاب و اشراف ایشان نسبت به آثار شاعران، به‌ویژه سعدی 🔹 علاقه آیت‌الله سیّدعلی خامنه‌ای ‌به شعر از همان کودکی شکل گرفت؛ وقتی که مادر برای او شعرهای حافظ می‌خواند. در دوران دبستان، وقتی معلم‌ها «گلستان» سعدی را درس می‌دادند، آن‌قدر شیفته‌ی این کتاب شده بود که خودش آن را به‌طور کامل رونویسی و بیشتر شعرهایش را حفظ کرد. پدرش، حاج سید جواد، هم دل‌بسته‌ی گلستان سعدی بود و همین علاقه در گسترش این فضا در خانواده تاثیر زیادی داشت. 🔹 این علاقه در ایام طلبگی و بعد از درس خارج، ظهور و بروز بیشتری پیدا کرد. این علاقه تا اندازه‌ای بود که اواسط‌ طلبگی‌ دوران‌ مشهد بدون حافظ، خواب به چشمانش نمی‌آمد: «اوقاتی‌ بود که‌ من‌ شب‌ها تا یک‌ غزل‌ دو غزل‌ از حافظ‌ نمی‌خواندم‌ نمی‌خوابیدم‌. تعجب‌ هم‌ می‌کنید؛ اما جز تعجب‌ چاره‌ای‌ نیست‌ تعجب‌ کنید. واقعیت‌ است‌ شب‌ها تا غزل‌ نمی‌خواندم‌ از حافظ،‌ نمی‌خوابیدم. یک‌ مدتی‌ به‌ سعدی‌ خیلی‌ علاقه‌مند شده‌ بودم‌ مرتب‌ اشعار سعدی‌ را می‌خواندم‌» 🗓 اول اردیبهشت؛ روز بزرگداشت شیخ مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف ملقب به شاعر نامدار پارسی‌ ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🔍 متن کامل گزارش را از اینجا بخوانید 👇 khl.ink/f/60041
تو را چگونه بغل گیرم آه مادر من؟... برای محمود؛ پسر عزیز نه دست مانده نه تاب و توان به پیکر من تو را چگونه بغل گیرم آه مادر من؟! مرا به دست دعای شگفت خود بسپار که آزمون غریبی ست در برابر من مگر نه اینکه در آوار ترس و تنهایی فرشته‌ای که تو بودی رسید در بر من مرا گرفت خیال تو تنگ در آغوش چقدر دست نوازش کشید بر سر من مرا به خانه ببر مادرم! ببین! جنگ است بگو کجاست تفنگم؟ کجاست سنگر من؟ در آن حیاط چه شد خاطرات شیرینم چه تلخ‌ سوخته زیتون سایه‌گستر من چه مانده از پسرت-آن همیشه بازیگوش-؟ مرا ببخش و حلالم کن ای صنوبر من! مرا بس است همین نیم جانِ خیره به تو مرا بس است همین روزیِ مقدّر من تو سر نداری و من، دست... عصر دلگیری‌ست تو را چگونه بغل گیرم آه مادر من...
ظََلََمتُُ نََفسی 😐 @cheeese