در روزگاران پیشین،
شغلی بنام خوشهچینی وجود داشت...
آنها که دستشان تنگ بود و خرمن و مزرعهای نداشتند، پشت سر دِروگرها راه میرفتند و خوشههای جامانده را از زمین بر میداشتند و گاها صاحب مزرعه به دروگران دستور میداد که شلخته درو کنند تا چیزی همگیر خوشهچینها بیاید.
حافظ نيز در شعرى چنين میفرماید:
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشهچینی 👌
""دستفروشان «خوشهچین»های روزگار ما هستند.""
آنهايى که در این روزگار چشم دارند به اینکه از جیب ما «اسکناسی» بیرون بیاید و چیزی از بساط مختصرشان بخریم...
گاهی لازم است شلخته درو کنیم و شلخته خرج کنیم...
@chehelcherag2
🌺پنجاه خصلت از خصوصیات اخلاقی پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه واله وسلم)
♦️بيشک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيهکريمه «و لکم في رسولالله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.
۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت
۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.
۳-نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.
۴-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.
۵-وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.
۶-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.
۷-هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد.
۸-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.
۹-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.
۱۰-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.
۱۱-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.
۱۲-چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.
۱۳-با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.
۱۴-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.
۱۵-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.
۱۶-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.
۱۷-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.
۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
۱۹-اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت.
۲۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.
۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.
۲۲-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.
۲۳-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.
۲۴-پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
۲۵-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»
۲۶-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.
۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت.
۲۸-هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود.
۲۹-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.
۳۰-به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.
۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد.
۳۲-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر ميگفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.
۳۳-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.
۳۴-هرگز کسي را حقير نمي شمرد.
۳۵-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.
۳۶-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد.
۳۷-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.
۳۸-از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.
۳۹-هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.
۴۰-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.
۴۱-از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.
۴۲-سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد.
۴۳-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد.
۴۴-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.
۴۵-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.
۴۶-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد.
۴۷-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.
۴۸-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.
۴۹-اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد.
۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.
@chehelcherag2
در صدر اسلام، اصحاب پیامبر نیز به تاسی از آن حضرت به وقف کردن اموال خود اهتمام میورزیدند، تا آنجا که در حدیث معروف جابر آمده است که هیچ توانگری از صحابه نبود، مگر اینکه چیزی وقف کرد.
@chehelcherag2
🟡 ایجوری لوازم تحریر مدرسه بخر!
🔸خرید لوازم تحریر یکی از مقدمات ورود بچهها به مدرسه است که تاثیر زیادی روی بالا رفتن شور و شوق و انگیزه بچهها دارد. اما برای خرید این ابزار به این نکات توجه کنید
@chehelcherag2
✅ 17 ربيع الاوّل،اوّل عام الفيل:ميلاد مسعود پيامبر اكرم(ص)
⬅️ حضرت محمد(ص)، آخرين پيامبر الهى در 17 ربيع الاوّل از پدرى به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادرى به نام " آمنه بنت وهب" ديده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تيره و تاريك، به ويژه عربستان را روشن گردانيد.
پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، پيش از تولد فرزندش محمد(ص)، در حالى كه همسرش آمنه، به چنين فرزندى، حامله بود، به همراه ساير بازرگانان قريش، جهت سفر تجارى عازم شام گرديد و در بازگشت از شام، در يثرب(مدينه منوّره) بيمار شد و در همان جا درگذشت و توفيق ديدار نوزاد خويش را نيافت.
وفات عبدالله، دو ماه و به روايتى هفت ماه پيش از تولد فرزندش حضرت محمد(ص) بود.
امّا آمنه، مادر گرامى رسول خدا(ص)، كه به تقوا، عفت و پاكيزگى در ميان بانوان قريش معروف بود، پس از تولد نور ديدهاش حضرت محمد(ص)، چندان در اين دنياى فانى زندگى نكرد. وى، دو سال و چهار ماه و به روايتى شش سال، پس از ميلاد رسول خدا(ص)، در بازگشت از يثرب، در مكانى به نام "ابوا" بدرود حيات گفت و در همان مكان مدفون شد.
رسول خدا(ص) پس از تولد، در كفالت جدش عبدالمطلب، بزرگ و سيد قريش مكه، قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شير دادن نور ديدهاش محمد(ص)، در آغاز وى را به "ثويبه"، آزاد شده ابولهب سپرد ولى پس از مدتى وى را به "حليمه دختر عبدالله بن حارث سعديه" واگذار كرد.
حليمه، در ظاهر اگر چه دايه وى بود، ولى در حقيقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادرى كرد.
پيامبر اسلام(ص) از دوران كودكى داراى دو نام بود. يكى "محمّد" كه جد بزرگوارش عبدالمطلب، براى وى برگزيد و ديگرى "احمد" كه مادر ارجمندش آمنه، آن را انتخاب كرده بود.
از امام صادق(ع) روايت شد كه ابليس، پس از رانده شدن از رحمت الهى، می توانست به هفت آسمان رفت و آمد كند و خبرهاى آسمانى را گوش دهد، تا اين كه حضرت عيسى(ع) ديده به جهان گشود، از آن پس، ابليس از سه آسمان فوقانى ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پايينتر، رفت و آمد می كرد. ولى چون حضرت محمد(ص) به دنيا آمد، ابليس از تمام آسمانها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گرديد و غير از او، تمامى شياطين نيز با تيرهاى شهاب از آسمان رانده شدند.
هم چنين روايت شده است كه هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(ص)، ايوان كسرى شكاف برداشت و چند كنگره آن فرو ريخت و آتش آتشكده بزرگ فارس خاموش شد؛ درياچه ساوه خشك گرديد؛ بتهاى مكه سرنگون شدند؛ نورى از وجود آن حضرت به سوى آسمان بلند شد كه شعاع آن فرسنگها را روشن كرد؛ انوشيروان، پادشاه ساسانى ايران و مؤبدان بزرگ دربار وى، خوابهاى وحشتناكى ديدند؛ آن حضرت ختنه شده و ناف بريده به دنيا آمد و پس از استقرار در زمين، گفت: اَللّهُ أكْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ كَثيراً، سُبْحانَ اللّهِ بُكْرَةً وَ أصيلاً.
گفتنى است كه تاريخ نگاران و سيره نويسان شيعه و اهل سنت، با اين كه در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و مىگويند كه آن حضرت در اوّل عام الفيل، برابر با سال 570 ميلادى و در ماه ربيع الاوّل ديده به جهان گشود، ولى درباره روز تولد وى، اختلاف نظر دارند. شيعيان، معتقدند كه رسول خدا)ص( در روز جمعه، مصادف با 17 ربيع الاوّل، به دنيا آمد و اهل سنت مىگويند كه تولد وى، روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاوّل بوده است.(1)
اما از اين كه سال تولد پيامبر(ص) را "عام الفيل" می نامند، بدين جهت است كه دو ماه و هفده روز پيش از تولد پيامبر(ص)، يعنى در نخستين روز محرم سال 570 ميلادى، فيل سواران "ابرهه" به مكه هجوم آورده و قصد نابودى كعبه و مسجدالحرام را نمودند ولى با معجزه شگفت الهى سركوب شدند.
📚منابع:
1- نك: فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام(ص)، ص 57؛ منتهى الآمال، ج1، ص 13؛ المبعث و المغازى، ص34؛ الامتاع، ص3؛ تاريخ اليعقوبى، ج2، ص 5؛ بحار الانوار، ج15، ص 248؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 383؛ تاريخ دمشق، ج3، ص 72 70 و 75
✍ سید تقی واردی، ۳۰ شهریور ۱۴۰۳
@chehelcherag2