eitaa logo
•|بوی‌عِطر‌خُدا|•
82 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
1.1هزار ویدیو
19 فایل
بسم ربّ المهدی جهت تعجیل ظهور ،ترک گناه انتقاد پیشنهاد: https://eitaa.com/Montazer2004 . . کپی؟! حلالِ، فلذا دعا یادتون نره(:
مشاهده در ایتا
دانلود
*🌷ببینید و بیندیشید در مورد اعجاز عددی در سوره قدر 🤲🏻* *إنا ١* *أنزلناه ٢* *فی ٣* *ليلة ٤* *القدر ٥* *وما ٦* *أدراك ٧* *ما ٨* *ليلة ٩* *القدر ١٠* *ليلة ١١* *القدر ١٢* *خير ١٣* *من ١٤* *الف ١٥* *شهر ١٦* *تنزل ١٧* *الملائكة ١٨* *والروح ١٩* *فيها ٢٠* *بإذن ٢١* *ربهم ٢٢* *من ٢٣* *كل ٢٤* *أمر ٢٥* *سلام ٢٦* *هی ٢٧* *حتى ٢٨* *مطلع ٢٩* *الفجر ٣٠* *سوره «القدر» دارای ٣٠ كلمه است به تعداد جزءهای قرآن !* *و تعداد حروف این سوره ١١٤ است به اندازه‌ ی تعداد سوره های قرآن كريم !* *فقط خدا ارزش این سوره و این شب را می داند و بس ، قدر قدر قرآن را بدانیم* [] *فضیلت خواندن سوره قدر* *امام صادق علیه السلام :* *هر کس سوره قدر رادر یکی از نمازهای واجب قرائت کند منادی ندا میدهد : ای بنده خدا ؛ خداوند گناهان گذشته تو را آمرزید پس اعمالت را از سر گیر.* *امام رضا علیه السلام :* *هر مؤمنی که هنگام وضو گرفتن سوره قدر را بخواند از گناهانش خارج می شود مانند آن روزی که از مادر متولد شده است.* *امام صادق عليه السلام :* *هرکس سوره قدر را بر آبی بخواند واز آن بنوشد خداوند نوری در چشمان او قرار دهد.* *امام صادق عليه السلام :* *هرکس سوره قدر راهنگام خواب یازده مرتبه بخواند خداوند یازده فرشته را مآمور میکند تا او را از شر هر شیطانی حفظ نمایند.* *امام صادق علیه السلام :* *هرکس سوره قدر را شفیع قرار دهد و از درگاه خداوند در خواستی نماید خداوند شفاعتش را پذیرفته و درخواستش را اجابت میدهد*
دعای روز دهم ماه رمضان
چله‌ قرائت دعای عهد به نیت رفع موانع و تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ❇️ امام صادق علیه السلام فرمودند: «هر کسی این دعا را در چهل صبح بخواند، از انصار قائم ما می‌شود و اگر پیش از ظهور وفات کرده باشد، خدا او را از قبر خارج می‌کند (و جزو رجعت‌کنندگان قرار می‌دهد)» 📚 ابن مشهدی، المزار، ص ۶۶۳ روز سی و ششم @chelehe
• محمد که به حرا میرفت دم‌ افطار خدیجه قابلمه غذا را برمیداشت و زیر بغلش میزد و راه می‌افتاد به سمت غار؛ که به‌جان علی تو نباشی لقمه از گلویم پایین نمیرود. یکی یکی لقمه میگرفت و به احمد میداد و با ذوق روزمره‌های زنانه‌اش را برای او تعریف میکرد. • وحی که نازل شد، محمد با جسمی گُر گرفته مثل گوی‌مذاب غرق در عرق و لرزش و حیرت خود را به خانه رساند؛ افتاد و با نفس‌های بریده این بار او وقایع‌ روز را تعریف کرد. خدیجه درحالی که زیر لب شهادتین میگفت پاشویه‌اش کرد و آب‌و‌عسل برایش هم‌زد و عبای محمد را رویش کشید. • از صبح فردا تا روز وفاتش دیگر او را محمد صدا نزد. او «رسول‌الله» شده بود. دختر پولدار و نازک‌نارنجی و در پر قو بزرگ‌شده‌ی قریش، شال کمرش را محکم‌ بست، پاشنه‌هایش را کشید و سرش را بالا گرفت و پشت سر رسول‌الله‌اش کنار کعبه به نماز ایستاد. توهین و تحقیر شنید و سنگ خورد؛ از جماعتی که اگر اراده میکرد کارت‌میکشید و کل طایفه‌شان را یک‌جا میخرید. • روزها روزه میگرفت و شب‌ها پا به پای رسول‌الله عبادت میکرد. یک تنه به اندازه چند NGO حقوق‌بشری دست ندارهای حجاز را میگرفت و میگفت این‌ها را رسول‌الله برایت فرستاده. تو بگو یک سر سوزن منیّت داشت؛ هیهات! اصلا خدیجه‌ای وسط نبود؛ هرچه بود محمد بود! تنها پناه زنان سیاه‌پوست و کنیزکان آفریقایی بود. دور از چشم ارباب‌هایشان برایشان نان و غذای گرم میبرد و کیسه‌ی پول پر شالشان میگذاشت. او پیام‌بر زنان بود! زن‌های از دماغ‌فیل‌افتاده قریش وقتی برای جلب نظر خدایان در گوش‌هایشان میل‌گرد فرو میکردند، خدیجه در کنار مصطفی پله‌های توحید را یکی یکی بالا میرفت تا به درجه چهار زن برتر طول تاریخ رسید. وقتی هنوز هیچ‌کس «اشهد ان‌ محمد‌ رسول‌الله» نگفته بود او «اشهد ان علیا ولی‌الله»‌اش را هم گفته بود. حق مادری به گردن علی دارد. پس شیعه تا ابد مدیون اوست. بطن مطهرش که حامل نور فاطمه بود، از بهشت برایش سیب می‌آمد. هیچ‌زنی در سطح او نبود که همراهی‌اش کند؛همنشین ملائکه شد. نور بود که نور زایید. کارهای خانه را او میکرد،گهواره فاطمه را ملائک تکان میدادند. • مسلمین که محاصره اقتصادی شدند، یک خرما را هفت‌نفری میخوردند. خدیجه تمام ملک‌ها و خانه‌ها و کاروان‌های تجاری و جواهراتش را نان و خرما کرد و به شعب برد. بین جمعیت رو به پیامبر گفت این هم از آذوقه‌ای که شما برای مسلمین تهیه کردید. صحیح و سالم تحویل شما؛ رسول‌الله لبخند زد. • خدیجه که رفت، دیگر کسی آن لبخند رسول‌الله را ندید. محمد همان عبای روز وحی را که خدیجه رویش کشیده‌بود، دور پیکرش پیچید و عبای یار، شد کفنش. رفقای سیاه‌پوست خدیجه را حسابی تحویل میگرفت. میگفت این‌ها از صدقه سر خدیجه در خانه ما رفت و آمد دارند. اسم خدیجه که می‌آمد کوه صلابت عرب بغض‌میکرد و شانه‌هایش میلرزید. فلان‌همسرش حسودی میکرد و میگفت خب چرا مثل بچه‌ها گریه میکنی؟ خدا آن پیرزن بی‌دندان را از تو گرفت و یکی بهترش را بهت داد؛ و خودش را نشان میداد. محمد میگفت خدا هیچ‌وقت بهتر از خدیجه را به من نداد! راست میگفت...
هممون "الیه راجعونیم" اما مهمه که کی چطور میره ...!
قبرستون جایِ عجیبیه ! وقتی به این فکر میکنی همونایی که الان زیرِ این خاک ها چیزی ازشون نمونده، یه روزی مثل تو رهگذر بودن و برای امواتشون فاتحه میفرستادن ،ترس تموم جونتُ میگیره . . .
از کنارِ هر قبری که رد میشی نمیتونی بفهمی فلانی وقتی زنده بود بندگیِ خدارو کرد یا نه ! فقط خودشه و خداش ... نمیتونی بفهمی عذابِ قبر داشته یا نه !
به نظرتون اون جنازه ای که زیر خاکه، میدونست کِی قراره بمیره ؟! نمیدونست ... حتما اونم داشته مثل ما کیف دنیارو میکرده غافل از اینکه قراره یه روزی بمیره و به حسابش برسن !
خلاصه که هممون یه روزی میریم ! کاش وقتی رفتیم حسرتِ این روزارو نخوریم که چه کارایی میتونستیم بکنیم و نکردیم ... میتونستیم به مقام شهادت برسیم و نرسیدیم ! کاش نمیریم؛ شهید بشیم ... یکم یادِ مرگ خوبه برامون :)
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای عشق دل افروز دل من ب تو گرم است... الهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
به قدر تشنگی گر تشنه امر فرج بودیم خدا داند فرج اینگونه طولانی نمی‌گردید . . 💔 ؛)