17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای اولین تولدِ مهدی بعد از عروسی، خیلی برنامه ریزی کرده بودم...
میخواستم یه تولدِ دونفرهی همه چی تموم و البته به دور از تجملات بگیرم
یه تولدی که به دل مهدی بشینه:)
به قدری ذوق داشتم که جابهجایی تاریخ راهیان نور که میخواستم برم هم نتونست برنامههامو کنسل کنه!☺️
مهدی مأموریت بود و بهترین زمان برای غافلگیر کردنِ مهدی همون موقع بود.
با مامانم رفتیم یه سری وسیله برای پخت کیک و تزئینات تولد خریدیم.
پشت ماشین که پر از بادکنکهای طلایی و شیری بود، شده بود عینِ ماشین عروس😄
با یه عالمه عشق غذا پختم، کیک درست کردم، خونمونو تزئین کردم، کلیپی که برای تولد سال قبل آماده کرده بودم را گذاشتم توی تلویزیون و خلاصه همهی تلاشمو کردم...
آیفون به صدا دراومد. در را باز کردم
برخلافِ همیشه که کنار در میرفتم و میایستادم و نگاه میکردم که مهدی یکی یکی از پلهها بالا بیاد، اون شب در بسته بود!
توی دستام برفشادی و دوربین آماده شدهبودن که شاهدِ لبخندِ خوشگلِ مهدی باشن🤩
به زحمت در را باز کرد و با صحنهای روبهرو شد که تصورشو نمیکرد. همه چیز انقدر خوب پیش رفته بود که مهدی که چندین بار توی مغازه و موقع انجام کارها بهم زنگ زده بود، اصلا متوجه نشده بود و خیییییلی غافلگیر و خوشحال شد😍
برای تکتکِ تزئینات کیک و... ذوق کرد🥹
مهدی با وجودِ اینکه تازه از راه رسیده بود، انقدر پرانرژی بود که اون شب، به یکی از بهترین شبهای زندگیمون تبدیل شد❤️
خاطرات همسر شهید
-شهید مهدی سهرابی-
برنامه همان بود...
تولدِ آقا مهدی...
فقط یکسال میگذشت...
اما اینبار فرق داشت...
به جای فضای صمیمانهی دونفره
جمعیتی با بغض و حماسه دور مزار نشسته بودند...
فاطمهی قصهی ما اینبار خودش شمع تولدِ پناه زندگیش را فوت کرد...
فاصلهای بینشان بود از زمین تا آسمان. اما دلهایشان ذرهای فاصله نداشت...
تازه دامادِ قصهی ما ۲۵ ساله شد اما اینبار در عرش...
آقای سهرابی تولدتون مبارک(:
خاطرات همسر شهید
-شهید مهدی سهرابی-
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام براو،که جایش همیشه خالیست..❤️🩹
-شهید مصطفی علیخانی -
-خیلیقشنگمیگفت:
شھادتهدفنیست ... !
هدفاینهڪہ عَلَمِاسلـامروبه
اسمامامزمان«عج»بالاببرید
حالااگهوسطاینراهٔشھیدشدید
فدایسرِاسلام🌱!'
اَلْلَّٰھُمـَّـ.؏َـجِّڸْ.لِوَلیِّٖـڪَ.اَلْفَــࢪَج
#تلنگرانہ