هدایت شده از - 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𝖺𝗇ı𝗒𝖺̈
سلام جیگرا ، دنیا و زیبا سکرت دارن ؛
ایگنور نشه ممنونم 💘
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kdh4q37&btn=دنیا.و.زیبا
تگ ____
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟐𐙚
𝐓𝐡𝐞 𝐠𝐢𝐫𝐥 𝐰𝐡𝐨 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐠𝐞𝐝 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠𐙚
درست همان لحظه، تهیونگ ناگهان گفت:
«بالاخره اون روز میرسه.»
صدایش میان شوخی و خندهی آنها پیچید و باعث شد جونگکوک و جیمین همان لحظه ساکت شوند.
تهیونگ هنوز نگاهش روی گوشی بود.
چند ثانیه بعد، صفحهی گوشی را خاموش کرد و آن را داخل جیبش گذاشت.
بعد سرش را بالا آورد و مستقیم به ا/ت نگاه کرد.
حالت چهرهاش مثل همیشه خنثی بود، اما همان نگاه عمیق و مرموزی که روز قبل دیده بود، دوباره در چشمهایش پیدا بود.
با آرامش گفت:
«بخش شرقی دانشگاه مثل یه هزارتوعه. بیشتر دانشجوهای سال اول، توی هفتهی اول سر از زیرزمین درمیارن.»
بعد از ستون فاصله گرفت و یک قدم به ا/ت نزدیکتر شد.
«اگه برنامهی کلاسیمون یکی باشه... احتمالاً کلاس ریاضی رو با هم داریم.»
جیمین با تعجب نگاهی بین تهیونگ و ا/ت جابهجا کرد و با شیطنت گفت:
«کلاس ریاضی؟ از کی تا حالا برات مهم شده که کی توی کلاساته، ته؟»
تهیونگ هیچ جوابی نداد.
ا/ت چند لحظه به او نگاه کرد.
«این حرفت... با توجه به شناختی که ازت پیدا کردم، غیرمنتظره بود.»
گوشهی لبش با شیطنت بالا رفت.
𐙚𝐓𝐡𝐢𝐬 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐜𝐨𝐧𝐭𝐢𝐧𝐮𝐞𝐬𐙚