eitaa logo
ࡃߊ‌̈̇ࡄࡐ߳ߊ‌ܢߺ߭ ܟߺࡎ߭ܝ‌ܝߺ̈ߺߺ ܝ۬‌ܣܝ‌ߊ‌♥️
1.3هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
2.7هزار ویدیو
12 فایل
「اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة _.!️ _شروع نوکری :『¹⁴⁰¹/⁸/²⁶』 _کپی:پنج صلوات بفرستید ودعا واسه فرج امام زمان علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
حراج ۲۰۰ تومنی لباسای زنانه و بچگانه با کیفیت عالی فقط تو این کانال میتونی پیدا کنی😱❤️ تاااازه فقط این نییییست ۳ روووووز ارسال رایگان بدوووووو 😳✅✅😱😱😱😱😱✈️✈️✈️✈️ https://eitaa.com/joinchat/1130234734Cd85fcf6785 بدو بیا تا تخفیف های ویژه تموم نشده 🌸🙈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ما شاء الله لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم 😍😍 اینجوری میرن زیارت اربعین 😊 . ╭═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╮ @cheyxrctsubduvtxjhb8899 ╰═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╯
6.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من ضامن زندگیت شدم، اقا یه کاری کن اربعین حرمت باشم :) ╭═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╮ @cheyxrctsubduvtxjhb8899 ╰═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╯
سلام رفقا میشه لطف کنید۳تا الهی به رقیه برام بگید؟!🥺 ممنون
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به وقت سلام اسلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام التماس دعای خیر یافاطمه الزهرا سلام الله علیها ╭═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╮ @cheyxrctsubduvtxjhb8899 ╰═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╯
همسرداری 🔴 تکنیک مدیریت خشم 💠 بسیاری از پرخاشگری‌های زن و شوهر به دلیل تفکر باید و نباید است. گاه همسران نسبت به یکدیگر انتظار بیش از حد دارند، و به این فکر می‌کنند که همسرم باید اینکار را انجام دهد و نباید اینکار را انجام دهد. 💠 تفکر باید و نباید را به👈"بهتر بود و بهتر نبود" تبدیل کنید در طول هفته این تفکر باید و نباید را نسبت به همسرتان  بشناسید و آن را بنویسید و به تفکر بهتر بود و بهتر نبود تبدیل کنید. 💠 وقتی از همسر علامه طباطبایی(ره) پرسیدند؛ که آیا علامه در منزل عصبانی هم می‌شدند؟ گفتند؛اوج عصبانیت علامه این بود که در کمال آرامش می‌فرمود؛ اگر این کار می‌شد بهتر بود یا اگر این کار نمی‌شد  بهتر بود ╭═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╮ @cheyxrctsubduvtxjhb8899 ╰═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دلمان آنقدر کربلای حسین را می‌خواهد که فقط خدای حسین می داند ╭═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╮ @cheyxrctsubduvtxjhb8899 ╰═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یک نظر کردی صد سال بدهکار تویم ╭═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╮ @cheyxrctsubduvtxjhb8899 ╰═══ೋ•☆‌ۣۜۜ፝‌•ೋ═══╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💓رمان فانتزی نیمه واقعی 😍👌 💓 💓قسمت . خدا میداند و شما نمیدانید😢 خیلی به فکر فرو رفتم😔 اصن یه جور دیگه ای شدم انگار یه نور امیدی ته دلم روشن شد یه حس عجیبی بود حس اینکه داری حس اینکه توی این دنیای شلوغ ... حس اینکه توی این ناملایملایت یکی . صبح 🏙 بعد از نماز وسایلم رو جمع کردم و به سمت شهر حرکت کردم... 🎒🚶 تصمیم گرفتم که اینقدر بشم😇💪 که هیچ چیزی نتونه من رو زمین بزنه با ضعیف بودن من فقط اونایی که زمینم زدن از تصمیمشون مطمئن تر میشن😐👌 هنوز ته دلم ناراحتی بود ولی... نمیخواستم تو خونه نشون بدم.😎👌 نمیخواستم پدر ومادرم بیشتر از این غصه ی من رو بخورن و پیر بشن😔 نمیخواستم منی که مینا رو از دست دادم حالا با غصه پدر و مادرم رو از دست بدم😕 روز بعد شد و سمت دانشگاه حرکت کردم... هرچی بود بهتر از خونه نشستن و غصه خوردن بود😊👌 رفتم سمت آزمایشگاه و دیدم درش نیم بازه... اروم در زدم و باز کردم و دیدم زینب سخت مشغول کاره و متوجه اومدنم نشد📿⚗ راستش اصلا حوصله توضیح دادن ماجرا به زینب رو نداشتم😕 فرم مسابقه رو که روی میز ازمایشگاه دیدم یهو دلم لرزید...😨 که با چه امیدی پرش کرده بودم😔😥 که لیاقتم رو به نشون بدم😑 داشت این افکار تو ذهنم رژه میرفت که به خودم اومدم و گفتم... قوی باش مجید😊💪... زینب از ته ازمایشگاه من رو دید و مقنعش رو درست کرد و جلو اومد -سلام...اااااا...شما کی تشریف اوردین...فک کردم امروز هم نمیاین...خوب شد اومدین...امروز خیلی کارمون سنگینه.. -سلام...چند دیقه ای میشه که اومدم بدون هیچ حرف دیگه ای رفتم به نمونه ها سر زدم زینبم پشت سرم اومد که توضیح بده این چند روز چیکار کرده با بی حوصلگی حرفاش رو گوش میدادم و سر تکون دادم...🙁 یه نمونه رو که از قالب در میاوردم افتاد و شکست...😣 -ببخشید...اصلا حواسم نبود😔 -اشکال نداره...از این چند تا داریم..خودتون که طوری نشدید؟ -نه...بازم شرمنده😔 -آقای مهدوی؟ -بله؟ -چیزی شده؟😟 -نه چطور -اخه یه جوری هستید -چجوری؟ -مثل همیشه نیستید...ببخشیدا فضولی میکنم ولی تو خودتونید و انگار فکرتون مشغوله😕 -راستش...هیچی ولش کنین😞 -هر طور راحتید...قصد فضولی نداشتم -نه...این چه حرفیه...راستش همه چیز تموم شد 😔 -یعنی چی 😦مسابقه کنسل شد؟😱😨 -نه نه...بحث مسابقه نیست.ماجرای خودم رو عرض میکنم...یادتونه گفته بودم😞 -بله بله...درباره دختر خالتون...خب چی شد؟😟 -چند روز پیش عقدش بود 😭😞 . 💓💓💓💓💓💓💓💓💓 ادامه دارد... ✍نویسنده؛ سیدمهدی هاشمی