دارم از بالکن پایینو نگاه میکنم بابام اومده میگه میخوایی خودتو بندازی پایین ؟
نکنیا .
۲۵ اریبهشت ۱۴۰۳
داشتم از کتابخونه برمیگشتم که یهو دیدم وا یه دختری رفت تو کوچیمون عین دوستمه تو کتابخونه
رفتم دیدم عه سه تا از دوستامن دیگه رفتیم خرید کلی