امروز به عنوان دومین روز دانشگاه
جالب بود
حتی بعد از دانشگاه رفتم شهر کتاب و نصف کتاب بیگانه البرکامو رو خوندم
بهمون اهنگ معرفی کرد و میخام اینجا بزارم اهنگی که بهمون گفت رو به عنوان یادگاری
روز سوم دانشگاه :
امروز استاد اسپیکینگمون واقعا خوب بود
و استاد ریدینگمونم اوکی بود
و برای بعد از دانشگاه
رفتن سیتی سنتر و اونجا یهو دوتا سیاهپوست دیدم
دیدم اگه باهاشون حرف نزنم تو دلممیمونه ودلمو زدم به دریا و رفتم باهاشون حرف زدم
اینگلندی بودن 😭✨
و اره دیگه خانومش خیلیی مهربون و خوشگل بود
دیگه بعدشم مترو سواری و اینا