دیشب خسته بودم رو صندلیای یه موکبی نشسته بودم یهو یه دختر بچه عراقی اومد کنارم نشست،شروع کرد یه مداحی بخونه
یه لحظه نگاهش کردم لبخند زدم
یهو گفت : "انت حلو" ^^
هیچی دیگه از دیشب هرچی یادم میاد از خوشحالی لبخند میزنم.)
#خاوطره
مسیر واقعا سخت و گرمه ولی وقتی به مقصد فکر میکنی همه سختیا شیرینه.
فقط به عشق او.