, Paradox ,
صبح بعد از اینکه تصمیم گرفتیم با اون یکی گروه دوستام نریم گلستان شهدا و پاستایی که قرار بود ینا برام
با داداشم رفتیم پارک یکم که بازی کردیم نظام زنگ زد گفت اونم داره میاد پارک
یکم وقت بعد بقیه دوستان نیز اومدن،
از همون ساعت ۱۰ صبح شروع کردیم به بازی کردن و ادم برفی درست کردن و واقعا من یادم نمیاد اصن تو اصفهان اینقدر گوله برفی بازی کرده باشم.
یکم بعد که کل جونمون خیس شده بود رفتیم کلیدای مسجدو گرفتیم و آنجا به عبادت و استراحت پرداختیم.
آش خوردیم، کومان دیدیم، کل پای تینا رو تتو کردیم و اره خلاصه من خیلی خوشحالم که امروز توی خونه نموندم :") دوست داشتم امروزو
#خاوطره
, Paradox ,
۳ سال پیش یه همچین عکسایی گرفتم
با این تفاوت که اون روز پیش دختر خالم بودم تهران ولی امسال اون بیمارستانه...
, Paradox ,
نمیدونم کتاب قلب ضعیف داستایفسکی رو خوندید یا نه ولی احساس میکنم چند روز دیگه منم مثل "واسیا" دچار
نزدیک بود واسیا بشم که تمومش کردم بالاخره.
*فاطیما ممنون که کمکم کردی😂😭
پاییزِ نارنجی تموم شد.
بدون هیچ "قوه/چایی به دست توی هوای بارونی روی برگا راه رفتنی"
با کلی اتفاق خوب و بد مثل همیشه
ولی زمستونِ سرد و آبی، همیشه دوستت داشتم و دارم.
نا امیدم نکن- خوش اومدی!
, Paradox ,
آخرین جایی که تو زندگیم فکر میکردم برم کنسرت حامیم بود.😂😭
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کجای کنسرت بهم خوش گذشت ؟
اونجایی که حامیم رفت استراحت کنه و گروهش اجرا کردن 😭
*پارت گیتار
(توضیحات: * اشتباه برداشت نشه یوقت )
من اصلا حامیم رو نمیشناختم حتی عکساشم ندیده بودم
و اعتراف میکنم که صداش واقعا قشنگ بود
و خوب میخوند
فقط من از گیتاریسته خیلی بیشتر خوشم میومد
فیتیش شخصیت فرعی دارم😂