, Paradox ,
۳ سال پیش یه همچین عکسایی گرفتم
با این تفاوت که اون روز پیش دختر خالم بودم تهران ولی امسال اون بیمارستانه...
, Paradox ,
نمیدونم کتاب قلب ضعیف داستایفسکی رو خوندید یا نه ولی احساس میکنم چند روز دیگه منم مثل "واسیا" دچار
نزدیک بود واسیا بشم که تمومش کردم بالاخره.
*فاطیما ممنون که کمکم کردی😂😭
پاییزِ نارنجی تموم شد.
بدون هیچ "قوه/چایی به دست توی هوای بارونی روی برگا راه رفتنی"
با کلی اتفاق خوب و بد مثل همیشه
ولی زمستونِ سرد و آبی، همیشه دوستت داشتم و دارم.
نا امیدم نکن- خوش اومدی!
, Paradox ,
آخرین جایی که تو زندگیم فکر میکردم برم کنسرت حامیم بود.😂😭
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کجای کنسرت بهم خوش گذشت ؟
اونجایی که حامیم رفت استراحت کنه و گروهش اجرا کردن 😭
*پارت گیتار
(توضیحات: * اشتباه برداشت نشه یوقت )
من اصلا حامیم رو نمیشناختم حتی عکساشم ندیده بودم
و اعتراف میکنم که صداش واقعا قشنگ بود
و خوب میخوند
فقط من از گیتاریسته خیلی بیشتر خوشم میومد
فیتیش شخصیت فرعی دارم😂
خب داستان چیشد که رفتم اصن
دختر خالم بلیط داشت و گفته بود باهاش برم از چند وقت قبل و بعد از یکم داستان و بحث که قرار شد کنسل بشه و نشد و اینا
ما آخر رفتیم اونجا و سالن سیتی سنتر پر بود از بچه دبستانی و نهایت راهنمایی بعضیا گریه میکردن که حامیم رو ببینن و اونجا بود که من وایب اردوی مدرسه بهم دست داده بود 😂😭ولی ادم بزرگم بودن .
*بچه ها واقعا قصد تو هین ندارم ولی خب اکثر فنا سناشون کم بود چی بگم خب :" و خلاصه ما صندلیامون ردیف ۱ بود.
که اونجام باز یه داااستانی پیش اومد و رفتیم عقب نشستیم که اینا مهم نیست.
دیگه فقط اینکه رفتم و تجربه یه کنسرت هم تیک خورد 😂😭
ردیف عقبیامون یه چندتا دختر بودن یکیشون تام بوی بود و داد میزدن میگفتن
نوازندههه!!! علییی!!!(اسم گیتاریسته)
یه دوتا پسرم پشت سرمون بودن و اونام داد میزدن *من اصن برنگشتم ببینمشون ولی فکر کنم 🌈 بودن با توجه به چیزایی که میگفتن.
خلاصه خیلی میخندیدیم بهشون قشنگ کمدی بودن کنسرت تامین شد باهاشون 😂
*موقع بیرون اومدن از پارکینگ اون دختری که پشت سرمون بودو دیدم باهاش بای بای کردم باهام بای بای کرد خیلی باحال بود😂😭
(اگه میگم داد میزدن منظورم اینه که عربده میزدن ✅)