eitaa logo
, Paradox ,
2.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
9 فایل
فرمانروای اینجا ۱۲۰ سال عمر کرده . و درخت تنومند چیپسی که بهش فرمانروایی میکنه پر از خاطرات و حال و احوالاتشه. جنگل آمازون https://eitaa.com/joinchat/1731134270Cce5b4952b5 « چنل ناشناسِ شروع :۱۴۰۰/۶/۲۷ 
مشاهده در ایتا
دانلود
, Paradox ,
۳ سال پیش یه همچین عکسایی گرفتم با این تفاوت که اون روز پیش دختر خالم بودم تهران ولی امسال اون بیمارستانه...
, Paradox ,
نمیدونم کتاب قلب ضعیف داستایفسکی رو خوندید یا نه ولی احساس میکنم چند روز دیگه منم مثل "واسیا" دچار
نزدیک بود واسیا بشم که تمومش کردم بالاخره. *فاطیما ممنون که کمکم کردی😂😭
آخرین جایی که تو زندگیم فکر میکردم برم کنسرت حامیم بود.😂😭
کاش کامل دیشبو تعریف کنم سر وقت خواهم گفت
پاییزِ نارنجی تموم شد‌. بدون هیچ "قوه/چایی به دست توی هوای بارونی روی برگا راه رفتنی" با کلی اتفاق خوب و بد مثل همیشه ولی زمستونِ سرد و آبی، همیشه دوستت داشتم و دارم. نا امیدم نکن- خوش اومدی!
, Paradox ,
آخرین جایی که تو زندگیم فکر میکردم برم کنسرت حامیم بود.😂😭
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کجای کنسرت بهم خوش گذشت ؟ اونجایی که حامیم رفت استراحت کنه و گروهش اجرا کردن 😭 *پارت گیتار
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همون تایم استراحت *پارت ساکسیفون✨😭
(توضیحات: * اشتباه برداشت نشه یوقت ) من اصلا حامیم رو نمیشناختم حتی عکساشم ندیده بودم و اعتراف میکنم که صداش واقعا قشنگ بود و خوب میخوند فقط من از گیتاریسته خیلی بیشتر خوشم میومد فیتیش شخصیت فرعی دارم😂
خب داستان چیشد که رفتم اصن دختر خالم بلیط داشت و گفته بود باهاش برم از چند وقت قبل و بعد از یکم داستان و بحث که قرار شد کنسل بشه و نشد و اینا ما آخر رفتیم اونجا و سالن سیتی سنتر پر بود از بچه دبستانی و نهایت راهنمایی بعضیا گریه میکردن که حامیم رو ببینن و اونجا بود که من وایب اردوی مدرسه بهم دست داده بود 😂😭ولی ادم بزرگم بودن . *بچه ها واقعا قصد تو هین ندارم ولی خب اکثر فنا سناشون کم بود چی بگم خب :" و خلاصه ما صندلیامون ردیف ۱ بود. که اونجام باز یه داااستانی پیش اومد و رفتیم عقب نشستیم که اینا مهم نیست. دیگه فقط اینکه رفتم و تجربه یه کنسرت هم تیک خورد 😂😭
ردیف عقبیامون یه چندتا دختر بودن یکیشون تام بوی بود و داد میزدن میگفتن نوازندههه!!! علییی!!!(اسم گیتاریسته) یه دوتا پسرم پشت سرمون بودن و اونام داد میزدن *من اصن برنگشتم ببینمشون ولی فکر کنم 🌈 بودن با توجه به چیزایی که میگفتن. خلاصه خیلی میخندیدیم بهشون قشنگ کمدی بودن کنسرت تامین شد باهاشون 😂 *موقع بیرون اومدن از پارکینگ اون دختری که پشت سرمون بودو دیدم باهاش بای بای کردم باهام بای بای کرد خیلی باحال بود😂😭 (اگه میگم داد میزدن منظورم اینه که عربده میزدن ✅)
دیگه حتی جزئیات به درد نخورشم تعریف کردم 😂