خلاصه :
امروز با اینکه حالم خوب نبود اصلا ولی رفتم پیش بچه ها و واقعا خوش میگذره پیششون.
اونو بازی کردیم * مهدیا ۳ ردیف کارت داشت تا فردا بازی ادامه میداشت اگه اذان نمیشد. بعد اذان فاطمه کیک و شیرکاکائو خرید نور بخشید به محفل کوچکمان.
یسنا برام برچسای آنشرلی آورد خیلی قشنگن 😭
و خیلی شانس اوردم که برگشتنی به اخرین اتوبوس رسیدم.
#خاوطره
ماه رمضونا واقعا جالب ترین تایم تیک تاکه
در حدی که دلم برا تراویح رفتن بقیه تنگ شده بود 😂
یه سوال
اونایی که قرآن حفظ میکنن وقتی به آیه سجده دار میرسن هر دفعه میخونن سجده میرن؟ تا هروقت حفظ شدن ؟ 😭😂
کاش عباس موزون صبح تا شب باهام حرف میزد، حس میکنم به مکالمه های عمیق، فاخر و فرهیخته نیاز دارم.
امشب با دوستان گلستان شهدا بودیم
چای انبه امتحان کردیم خیلی جالب بود پسندیدم
. *مائده میگفت لابد با مایع ظرفشوییِ انبه شستن بوش مونده ولی جدی چجوری انبه رو چایی میکنن اخه 😭😂