من یادمه
اون روزایی که کوچیکترین اتفاقات ممکن تعریف میشدن.
همینجا،سعی میکردم حرف بزنم و هرچی هست ثبت بشه یا اشتراک گذاشته بشه.
چند روز پیش داشتم فکر میکردم چیشد
دقیقا چه اتفاقی افتاد که من دیگه تعریف نکردم و سکوت ناخوشایندی جای همه چی رو گرفت.
چیشد که همه چی عوض شد.
یادم نمیاد دقیق ولی
دوست دارم تغییرش بدم.
یه روز خوب چجوریه؟
شاید وقتیه که با دوستات تو جاده های رشت به پلی لیست شاهکار گوش میدید و بعد از دریا،میرید سمت میدون شهرداری.