بزارید براتون بگم که اصفهان چه سرزمین نفرین شده ایه ....
آسمون داشت یقه شو چاک میداد از بس رعد و برق زد ولی چی ...
دریغ از قطره ای بارون
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
اي بس غم و شادي كه پس پرده نهان است
گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري
داني كه رسيدن هنر گام زمان است
|هوشنگ ابتهاج |