, Paradox ,
بعدش تایم ناهار با همون دوستی که گربه برام پیدا کرد صحبت کردم و وای خیلی تیمیاقتهقتقتنقق بودم چون وا
نتیجه ی اولین بار خجالتی نبودنم این دوستم تو کتابخونس ک خیلی دوسش دارممممنیحیمقنقمقن
, Paradox ,
نتیجه ی اولین بار خجالتی نبودنم این دوستم تو کتابخونس ک خیلی دوسش دارممممنیحیمقنقمقن
فقط الان ایشون با اون یکی دوستمم دوست شده و دو روز دیگه که منو فراموش کردن اون موقع میام گریه میکنم ✅
روزایی که خیلی خوشحالم و خوش گذشته رو یادم میره بنویسم
ولی روزایی ک ناراحتم و با سنگ حک میکنم
چرا خب