من :
- میتونم باهات صحبت کنم ؟
+اوه آره حتما من واقعا مشتاقم باهات صحبت کنم :)
- عاو ممنونمم .
*دودیقه بعد در ذهنم :
( - خب بهتره باهاش حرف بزنیم گفت دوست داره باهامون صحبت کنه
- دیوونه شدی ؟شاید الان نظرش عوض شده.
- ولی فقط دو دیقه گذشته ها ...
-نه شاید تو رودربایسی گفته دوست داره باهامون حرف بزنه
-خب چیکار کنیم ؟ حرف نزنیم که بد تره .
-دوباره ازش بپرس میخواد باهامون حرف بزنه یا نه ... )
-آمم میگم که دوست داری باهام صحبت کنی ؟
+ اوه اره خیلی مشتاقم باهات حرف بزنم ولی اینو بهت گفته بودم که ...
* این چرخه ادامه دارد ...
329.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من درحالی که تلاش میکنم وقتی همکلاسیم سر کلاس انگلیسی حرف میزنه نخندم :
گوربای مدرسمون امروز گذاشت نازش کنم ، ولی فکر کنم به غرورش برخورد چون بعدش چنگ زد .👌🏻
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با من طوری برخورد شده که انگار قلب ندارم ...
| ونسان ونگوگ |
خیلی دلم برا پدر بزرگم تنگ شده ، خیلی زیاد ..
دوست دارم برم پیشش زیر کرسی بشینم و بهش بگم برام شاهنامه تعریف کنه .
دوست دارم برای نماز بره مسجد و وقتی برمیگرده مثل همیشه برامون بستنی بخره .
و دستمو بگیره و باهم بریم پارک .
اما من دیگه بزرگ شدم و پدربزرگم هم پیر تر ،
و من خیلی وقته ندیدیمش و ناراحتم از این بابت .
دوست دارم باهاش برم باغ و بهم اون خوشه انگورای درشته یاقوتی رو بده .
دوست دارم سر سفره غذا که میشینم بهم بگه چرا
چغندر های آش رو جدا میکنی باید همه ی آش رو باهم بخوری ، اینجوری : و یه لقمه بزرگ بخوره تا یاد بگیرم چجوری باید آش بخورم ...
#feels
•••••••••••••••
@chips_mast
چرا بین برندگان جوایز نوبل فقط ۴۸ نفر زن بودند و بقیه که ۴۸۸ نفرن همه مرد هستند ؟