داره پدرم درمیاد نه تنها پدرم بلکه اجدادم . ولی همزمان میخام بگم دلم برا دبیرستان تنگ میشه .
کاش فردا بعد امتحانم یه بلیط میگرفتم برا انکوریچ الاسکا و وقتی میرسم اونجا شبه تازه بعد میخوابم .
الان ما روی موج بندر هستیم و جناب خان داره میخونه که : سیاهه نارگیله عقابه نارگیله
امتحان شیمی رو یه جوری جواب دادم که اومدم بیرون ناراحت نبودم چرا گند زدم میخندیدم به جوابایی که از خودم دراورده بودم 😂
, Paradox ,
من دارم دعا میکنم برسیم به فرجه امتحان زبان من یکم بخوابم
بالاخره رسیدیم به فرجه امتحان زبان و خوشحالم
دیدن انشرلی برام مثل این میمونه که با یه پارچه زرشکی که روش یه گلدوزیه تمشک داره و دور تا دورش با گیپور سفید دوخته شده غبار روی یه ظرف قدیمی رو پاک کنی و اون ظرف قدیمی میتونه حالِ دلم باشه !