همیشه تو راه برگشته خونه از جلوی مدرسه راهنماییم رد میشدم .
ولی امروز واقعا یه حس عجیبی داشت یه حس دلتنگیه خیلیی زیادییی از اون روزا اومد تو وجودم .
گردش زمین به دور کهکشان راه شیرکاکائویی و منظومه شمسی باعث شد بعد از گذشت ۶۵۷۴ روز به عنوان یک ساکن سیاره ی زمین ۱۸ امین زمستان عمرم رو تجربه کنم .
در تمام این مدت احساسات زیادی رو تجربه کردم ، از قبیل خوشحالیه برخورد دونه ی برف با پوست صورتم
ناراحتی از مرگ بوته ی توتفرنگیم .
ترس از موجودات خفته ی درون تاریکی ها .
عصبانیت از خودخواهی های آدمیزاد های یک سر و دوگوش .
و ...
این مدت زمان کمی برای کسب تجربه نبود ، و به قول معروف موهامو تو اسیاب سفید نکردم یا ، یکی دو پیرهن بیشتر پاره کردم ( که واقعا پاره کردم )
در این مدت من یک به اصطلاح یک
" آدم" بودم.
و تلاشم برای انسان شدن بود اما امسال هم که تمام شد ولی تا آخرین روز از زندگیم تلاشم برای
" آدم نبودن و انسان شدن خواهد بود "
در آغاز ۱۸ امین فصل از زندگینامه ام با قلمی پر رنگ مینویسم : روزی در چمن های گرین گیبلز دراز میکشی و درحالی که آسمانِ آبی و بینهایت را نگاه میکنی لبخندی واقعی تر از همیشه روی لبانت نقش میبندد .
این فصل قراره پر از سر بالایی ها و سراشیبی ها باشه که امیدوارم با حضور همه ی عزیزانم بتونم با موفقیت به فصل بعدی برسم . و "خدام همراهم باشه"
۱۳ امین روز از بهمنِ سال ۱۴۰۲ .
| تولدم مبارک |
هدایت شده از ؛کاتوره
1402 / 11 / 13
به سن قانونی رسیدنت مبارک همزاد ابدی ؛
یکی از شیرین ترین تجربه های دوستی مجازیم تویی و این تا همیشه توی قلبم خواهد موند ،
امیدوارم سال جدید زندگیت پر از اتفاقاتی باشه که لبخند بیارن روی لبات و به هدفات برسی و باهمدیگه با قدرت به وانس بودن ادامه بدیمم و در ضمن ، بتونیم همو ببینیم :)))
HBD BESTIE ;)♡
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
https://eitaa.com/chips_mast/9579
کاش میشد در ورای خاطرات کودکی، چرخ گردون فلک، ساعتی زین گردشِ بی حاصلش مکث میکرد و مرا، در میان خاطراتِ کودکی جا میگذاشت. دلم برا قدیما تنگ شده. اون روزا برنمیگرده ولی بیا بهترشو بسازیم... کسی که بوی امید میده اینکه رنگ غم بگیره اصلا بهش نمیاد.
تولدت مبارک-
هدایت شده از جنگل آمازون -
متفاوتی،درست مثل روحی که باید در کوچه پس کوچه های تگزاس به دنیا میومد و عمرش رو صرف پیانو زدن و گیتار تو دبیرستان بیرون از شهرش میکرد
درست مثل اون مو هایی صورتی و سبز شده
مثل همون دختری که هر روز به مغازه ی فروش حیوانات سر میزنه و برا گربهاش وسایل مورد نیازشو میخره
درست مثل کسی که استرسِ قبولی در آزمون هایی که اسام تو آمریکا برگزار کرده شده
اما به طرز عجیبی در خاورمیانه متولد شد امروز😂
ولی تونست متفاوت بودنش و کمنظیر بودنش رو به دیگران ثابت کنه و دوستای زیادی پیدا کنه
تونست همه رو با دنس و صداش به وجد بیاره و حداقل به طور مخفیانه سرپرستی گربه های شهرشو گردن بگیره
تونست تحسین همه رو برنگیزه وقتی با گوشیش پیانو میزنه
و شد
شد همونی که خدا به فرشته ها گفت صبر کنین یخته،این آدم بره زمین میفهمین چیکار میکنه
شدی همون کسی که تونست روی دیگهایی از آدم بودن رو نشون انسان ها بده
شدی همون جوونه ی کوچیک استوایی که تو ی منطقه سرد و خشک به دنیا اومد
مهم اینه که خودتو تغیر ندادی،حفظ کردی و جوری به دیگران نشونش دادی که آدمایی ک هیچ وقت شاید اینارو نپذیرن نه تنها تو رو پذیرفتن،بلکه ازت خوششون هم اومد
یک برگِ برنده ایی هستی برای خودت
امیدوارم همیشه همینجوری بمونی؛
و در آخر ،تولدت مبارک پارادوکس ما👽،
هدایت شده از 🇮🇷𝕂𝕕𝕣𝕒𝕞𝕒 𝕧𝕚𝕓𝕖🇵🇸
https://eitaa.com/chips_mast/9579
شاید تو منو نشناسی ولی من خوب میشناسمت مایلین عزیزم و امیدوارم بهترین سالهای عمرت رو طی کنی،مخصوصا هجده سالگی برات شیرین باشه و به خواسته هات برسی✨
قانونی شدنت رو تبریک میگم^-^