مگسه سرما میخوره...
مامانش واسش اسهال میپزه :-| 😰😷
كثافتم خودتي
مريضه، مريض
میفهمی؟ باید مایعات بخوره😂
@chisara
روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد. کم دارد، بیش دارد. زمستان هم تمام می شود: بهار می آید.
Times change. There's night and day, brightness and darkness; there's sometimes less and sometimes more. Winter comes to pass at last and spring will bloom anew.
عرض سلام وادب.
🌷❤️🌹💐🌺💝🌻
@chisara
دختره تو گوگل سرچ کرده: قیمت النگو هایے که دست دختر داییم سمیـــــرا هست چنده؟
گوگل جواب داده: سمیـــــرا گفته بهت نگیـــــم 😳😜😂
🆔 @chisara
از الان باس پول جمع کنم واسه جام جهانی بعدی بتونم به سفر قطر کنم 😂
@chisara
زن باید کله صبح آقاشونو به زور از رختخواب
بکشه بیرون ،
ببره دست و صورتشو بشوره ،
بیارتش تو آشپز خونه
بعد بهش بگه:
عشقم ظرفای دیشب هنوز مونده ،
اول اینا رو بشور بعد برو سرکار❤️
🆔 @chisara
رفتم سوپری دیدم جلو مغازه نوشته اینجا مجهز به دوربین مدار بسته است
گفتم:
این دوربین مدار بسته کجاست؟
اشاره به قاب بالای سرش کردکه دیدم نوشته ( الله )
و گفت:
این بهترین دوربین مدار بسته دنیاست
خیلی حرفش تاثیرگذار بود
همینجوری که اشک میریختم چند تا چیپس دزدیدم 🚶😢😁😂
🆔 @chisara
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺪﯼ ﻧﻪ ﺷﺎﻧﺲ
ﯾﻬﻮ ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺷﮕﻠﯿﻮ ﻭ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﻤﻮﻧﻢ ﺑﮕﯿﺮ
ﺭﺍﺣﺘﻤﻮﻥ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ😂😁😎😌😂
@chisara
سگها شما را می گیرند!
در تاریخ آمده است زمانی که نصرتالدوله وزیر دارایی بود، لایحهای تقدیم مجلس کرد که به موجب آن، دولت ایران یکصد سگ از انگلستان خریداری و وارد کند. او شرحی درباره خصوصیات این سگها بیان کرد و گفت: «این سگها شناسنامه دارند، پدر و مادر آنها معلوم است، نژادشان مشخص است و از جمله خصوصیات دیگر آنها این است که به محض دیدن دزد، او را میگیرند.»
مدرس طبق معمول، دست روی میز زد و گفت: «مخالفم. وزیر دارایی گفت: آقا! ما هر چه لایحه میآوریم، شما مخالفید، دلیل مخالفت شما چیست؟ مدرس جواب داد: مخالفت من به نفع شماست، مگر شما نگفتید، این سگها به محض دیدن دزد، او را میگیرند؟ خوب آقای وزیر! به محض ورودشان، اول شما را میگیرند. پس مخالفت من به نفع شماست. نمایندگان با صدای بلند خندیدند و لایحه مسکوت ماند.
@chisara
آقای مجری : امروز میخوام یه معما بپرسم ببینم کی از همه باهوشتره
پسر عمه : ای بابا الان همه میفهمن من از همه باهوشترم ، ریا میشه
مجری : فامیل دور چرا داری هی سرتو تکون میدی؟؟!
فامیل دور : آقای مجری خیلی وقته از مغزم استفاده نکردم . دارم گرم میکنم یه وقت رگ به رگ نشه !!
مجری : اون چیه که تو غذا میریزن ؛ اشک آدمو هم در میاره؟؟
فامیل : گوشت !!
مجری : تا الان دیدی گوشت اشک کسی رو در بیاره؟؟؟!!!
فامیل : این مقاومت ماست که رفته بالا
وگرنه با این پولی که بابت گوشت میدیم باید خون گریه کنیم😐
@chisara
دوازدهمیها!!!
گاج مارو کشت! تروخدا برید این کتاباشو بخرید بیخیال شه! 😂😂
@chisara
🌱🕊
⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی
🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂
🍃
می گویند روزی ناصرالدین شاه به کریم شیره ای گفت نام ابلهان عمده تهران را بنویس !
کریم گفت به شرط آنکه نام هر کسی را بنویسم عصبانی نشوی و دستور قتل مرا صادر نکنی !
شاه به کریم شیره ای قول داد.
کریم در اول لیست اسم ناصرالدین شاه را نوشت ! ناصرالدین شاه عصبانی شد و خطاب به کریم گفت : اگر ابلهی و حماقت مرا ثابت نکنی میر غضب را احضار می کنم تا گردنت را بزند !
کریم گفت : مگر تو براتی پنجاه هزار تومانی به پرنس ملکم خان نداده ای که برود در پاریس آن را نقد کند و بیاورد؟!
ناصرالدین شاه گفت : بلی همین طور است. کریم گفت : من تحقیق کرده ام، پرنس همه املاک و اموال خود را در این مملکت نقد کرده و زن و فرزند و دلبستگی هم در این دیار ندارد، اگر آن وجه را به دست آورد و دیگر به مملکت برنگردد و تو نتوانی به او دست یابی چه می گویی!؟
ناصرالدین شاه گفت : « اگر او این کار را نکرده و آن پول را پس بیاورد تو چه خواهی گفت ؟»
کریم شیره ای گفت : « آن وقت نام شما را پاک می کنم و نام او را در اول لیست می نویسم !!»
کریم شیرهای دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه قاجار بود. محبوبیتش نزد شاه باعث شد که زمانی که وی مُرد سه روز عزای عمومی اعلام شود.
او در اصفهان زندگی میکردهاست و همه او را با نام کریم پشه میشناختند (به خاطر نیش و کنایه هایش)
منبع : کریم شیرهای؛ دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه قاجار
@chisara
رﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﻘﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺩﺭﻩ ...
ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮑﯽ ﺑﻐﻞ ﺗﺨﺘﺶ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺳﺮ ﺗﺎ ﭘﺎﺵ ﺗﻮ ﮔﭽﻪ ...
ﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﺎ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﻩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ ﻣﯿﺮﻩ ,,,
ﺍﺯ ﺭﻓﯿﻘﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﭼﺸﻪ ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﻩ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺪﻩ؟ !
ﮔﻔﺖ ﻭﺍﻻ ﻣﺎ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﻮﺗﻮﺭﺵ ﭼﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ...
ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﺎ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﺩﺭﻩ ﺍﯾﻨﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﺎ !!!😐😐😜😂
@chisara