پاکیِ مادر مرا دیوانهٔ عشقِ تو کرد ،
دشمن حیدر برو دنبالِ بابایت بگرد .
عیدکممبروك./💚
خیلی خستهٔ از تجمع برگشته بودم.
تلویزیون رو که روشن کردم با عدد صدی
که بالای صفحه تلویزیون بود مواجه شدم.
تعجب کردم ، هرچی نگاش کردم نفهمیدم چیه.
از مامانم پرسیدم این ۱۰۰ چیمیگه؟
مامانم با یه لبخندِ دلگرم کنندهای گفت
امشب شبِ صدم از تجمعاتِ شبانهست.
جاخوردم، یعنی ۱۰۰ شبه که داریم پرچم به
دست با عشق به وطن میریم کف میدون؟
۱۰۰ شبه که میریم کف خیابونا؟
از پیر گرفته تا جوون ، از اون نوزادی که داخل
کالاسکهش جای شیشهٔشیر پرچم دستش گرفته
تا اون پیرمرد ۸۰ و ۹۰ سالهای که وایساده گوشه
خیابون و به مردم خداقوت میگه.
دمتون گرم مردم غیور ایران : )
دمتون گرم.
فقط خواستم این شبِ عزیز اینجا ثبت بشه.
- بماند به یادگار از
شبِ۱۰۰م از تجمعاتِشبانهٔ .
به وقت ِ[ 1405/3/16 ] .
خدانگهدار هفت ِچهار عزیزم..
یکسال دیگه کنارهم تموم شد ؛ با همهی
خندهها، شیطنتها، دلخوریها و آشتیها..
دیوارهایِ این کلاس هنوز صدایِ
خندههامون رو یادشه، نیمکتها
دلتنگ ِ شیطونیهامون میشن..
هر لحظه یه خاطره ساخته شد ؛ از
نگاههای یواشکی سرامتحان تا بلندبلند
خندیدنا، کشیدن نقاشیِ دبیرا و لواشک
خوردن سر زنگ ِریاضی..
کاش بدونیم که این روزا، هموناست که
بعدها دلمون براشون ضعف میره و
حسابی دلتنگِشون میشیم..
خداحافظی خیلی سخته
اما "دوستتدارم" .
خدافظ تا سال ِهشتم ..
سال تحصیلی ِ1404-1405 : )