مداد رنگی گمشده زیر درخت چنار
بعد مدتا دارم میرم خونه مامان بزرگم
خیلی دلم برا خانواده مادریم و خونه مامان بزرگ تنگ شده بود
۲ ماه بود نرفته بودم
اصن خیلی حس خوبی داشت😭😭
ولی همزمان وقتی داشتیم میرفتیم حس کردم هنوز دلم تنگیم برطرف نشده 😂😭
ولی زلیخا دیگه از عشق یوسف رسید به عشق خداش
ولی جدا عشقش تو زمان پیری))))
مداد رنگی گمشده زیر درخت چنار
چیه این مدرسه ادم هم دوستش داره هم ازش متنفره
رابطه تاکسیک دارم باهاش😂
تو شهر ما کلا زندگی از مهر ابان تا اسفند جذابه و نهایتا تا عید بقیش از شدت گرما ذوب میشیم
وقتی همه چی زیاد خوب پیش میره
آدم بلند میشه که خودش گند بزنه به زندگیش