eitaa logo
کلاسینما|عبدالله غفاری|
177 دنبال‌کننده
1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
10 فایل
تا حالا شده برای ارتباط گیری با فرزندتون یا شاگردتون یا اصلا با دیگرون دچار مشکل بشید یا نتونید حرفی رو که می خواید منتقل کنید؟ کلاسینما تلاشی هست از طریق هنر و رسانه برای پاسخ به این نیاز و مسئله .... شعار ما : معلومات ندهید .... علامت بدهید !
مشاهده در ایتا
دانلود
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦹🏻‍♀ ترس از تاریکی و قصه سازی! ☝️در قصه سازی از خلقت ما صرفا درمان نمی کنیم بلکه بچه رو ارتقاء میدیم... اگر از تاریکی می ترسه نمی گیم بیماره می گیم چطور قهرمان بشه در تاریکی! در فیلم بت من پسربچه ای رو می بینیم که در ابتدای فیلم از خفاش ها ترسیده میشه و تا سنین بزرگسالی این حالت رو داره تا اینکه از خفاشها می آموزه که 👇 🌃 چطور در روزگار سیاهی و شب، زنده بمونه و دیگران رو نجات بده... و این فن زنده موندن در شب رو از خفاش یاد می گیره...🦇 🖌📖 به نظر شما چطور میشه برای کودکی که از تاریکی می ترسه با الهام گیری از موجودات «شب زی» مثل «خفاش» قصه ای بسازیم و خیلی ساده برای بچه ها تعریف کنیم⁉️ ✍عبدالله غفاری|فؤاد|@clasinema کانال در ایتا📡 : 🔴 https://eitaa.com/classinema
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 آینده مدرسه در فیلم موفق باشید،شاد باشید، نمیرید... 🙎🏻‍♂دانش آموزا به خانه معلمها هجوم میارن...⁉️ ✍عبدالله غفاری|فؤاد|@clasinema کانال در ایتا📡 : 🔴 https://eitaa.com/classinema
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 این بار می خوایم کتابی رو معرفی کنیم که همه جا هست و در دسترس شماست... فقط کافیه یک مقدار بهش توجه کنیم... کتابی که نویسندش به وسعت همه آدمها مطلب توی این کتاب نوشته و کلی حرف برای ما داره.... حدس بزنید چه کتابیه⁉️ 👇👇👇
🦋🦉حدستون چی بود ؟ 💡کتاب آیات الهی رو بیشتر بخونیم... 🌍 این کتاب تنها کتابیه که همیشه و همه جا در دسترسه برای خوندن... عبرت گرفتن و رستگاری... ✍عبدالله غفاری|فؤاد|@clasinema کانال در ایتا📡 : 🔴 https://eitaa.com/classinema
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کلاسینما|عبدالله غفاری|
🦹🏻‍♀ ترس از تاریکی و قصه سازی! ☝️در قصه سازی از خلقت ما صرفا درمان نمی کنیم بلکه بچه رو ارتقاء مید
📚 قصه سازی از خلقت: در ادامه مبحث «قصه سازی از خلقت»، نمونه داستانی رو خدمت شما ارسال می کنیم تا نمونه ای از الهام گیری از پدیده ها رو والدین عزیز و معلمان گرامی تمرین کنن... الگو گیری از خفاش برای قصه گویی، شبیه فیلم «بت من» 👇👇👇
🌙 خفاش کوچولو و راز شب ✍نمونه داستان کوتاه که والدین می تونن به دلخواه خودشون تغییرش بدن... ☝️مهم اینه که شما دارید یک نمونه الهام گیری از خلقت(خفاش) رو تمرین می کنید... در این تمرین ما از شیوه ی زیست خفاش در شب و اینکه ندیدن به دلیل تاریکی باعث ترسش نمیشه الهام گرفتیم و قصه ای و پندی رو ساختیم! 👇👇 شب شده بود و همه‌جا تاریک بود. خفاش کوچولو از غار بیرون آمد، اما کمی ترسید. به مادرش گفت: «مامان، من چیزی نمی‌بینم! چطور پرواز کنم؟» مادر لبخند زد و گفت: «همه‌چیز را لازم نیست ببینی. خوب گوش کن.» خفاش کوچولو پرواز کرد. صدای باد را شنید؛ صدای برگ‌ها را شنید؛ و با گوش‌هایش راهش را پیدا کرد. کمی بعد، دیگر از تاریکی نمی‌ترسید. وقتی به غار برگشت، مادر پرسید: «هنوز تاریکی ترسناک است؟» خفاش کوچولو لبخند زد و گفت: «نه مامان... فهمیدم چیزی که نمی‌بینم، لزوماً ترسناک نیست.» و آرام کنار مادرش خوابید. 🌙🦇 ✍عبدالله غفاری|فؤاد|@clasinema کانال در ایتا📡 : 🔴 https://eitaa.com/classinema
کلاسینما|عبدالله غفاری|
🌙 خفاش کوچولو و راز شب ✍نمونه داستان کوتاه که والدین می تونن به دلخواه خودشون تغییرش بدن... ☝️مهم ا
💡 حالا نمونه ی عمیق ترش رو برای نوجوانان ببینید.... در داستان بعدی رفتار خفاش و استفاده از انعکاس صدا در تاریکی شبیه شده به داستان نوجوانی به نام امیر و قصه ای که می بینید... 👇👇👇
🙋🏻‍♂🦇 در این قصه خفاش، روش شناخت تاریکی را به امیر یاد میده. یعنی امیر متوجه میشه بسیاری از بدی‌ها مستقیماً دیده نمیشن اما از بازتابشون می‌تونیم به وجودشون پی ببریم. در این نسخه، «صدا» نماد پرسش و دقت، «بازتاب» نماد آثار و پیامدهای پنهان، و «تاریکی» نماد جهل، فریب، گناه و زشتی‌های پنهان است. 🦇 امیر و رازِ خفاش‌ها شب بود. امیر در حیاط خانه نشسته بود و به خفاشی نگاه می‌کرد که در تاریکی میان درخت‌ها پرواز می‌کرد. با تعجب گفت: «چطور وقتی چیزی نمی‌بینه، به چیزی برخورد نمی‌کنه؟» پدرش گفت: «خفاش صدا می‌فرسته. وقتی صدا به چیزی برخورد می‌کنه و برمی‌گرده، خفاش از همون بازتاب می‌فهمه چیزی آنجاست.» امیر مدتی ساکت ماند. با خودش گفت: «شاید بعضی تاریکی‌های زندگی هم همین‌طور باشند؛ چیزهایی که مستقیم دیده نمی‌شوند، اما بازتابشان دیده می‌شود.» چند روز بعد، یکی از دوستانش پیشنهاد کرد برای رسیدن به چیزی که می‌خواهد، دروغ کوچکی بگوید. دروغ، خیلی کوچک به نظر می‌رسید. امیر چیزی در ظاهر نمی‌دید؛ اما به اطرافش نگاه کرد. دید دوستش مضطرب شده... دید نفر دیگری ناراحت شده... دید اعتماد بین دوستانشان کمتر شده است. امیر با خودش گفت: «خودِ دروغ را نمی‌توانم ببینم؛ اما بازتابش را می‌بینم.» او به دوستش گفت: «بیایید راه دیگری پیدا کنیم.» آن شب دوباره به خفاش نگاه کرد. حالا فهمیده بود: در تاریکی، همیشه لازم نیست خودِ زشتی را ببینی؛ گاهی کافی است بازتابش را بشناسی. از آن روز امیر هر وقت با چیزی روبه‌رو می‌شد که ظاهرش زیبا اما حقیقتش پنهان بود، عجله نمی‌کرد. سؤال می‌پرسید. دقیق‌تر نگاه می‌کرد. به نتیجه‌ی رفتارها فکر می‌کرد. و کم‌کم یاد گرفت: آدمی که می‌خواهد با تاریکی مبارزه کند، اول باید یاد بگیرد تاریکی را بشناسد. امیر فهمید برای روشن کردن جهان، همیشه لازم نیست چراغ بزرگی در دست داشته باشی؛ گاهی کافی است یک نشانه‌ی کوچک را درست ببینی. ✍عبدالله غفاری|فؤاد|@clasinema کانال در ایتا📡 : 🔴 https://eitaa.com/classinema 🦇🌙
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎠 اسباب بازی بسازیم... ⚙️کانال تولید غیرکارخانه‌ای رو یه سر بزنید خیلی خوبه👇 🛠https://eitaa.com/manumind