من حسادت میکنم حتی به تنها بودنت ،
من به فرد رو به رویی لحظه خندیدنت ؛
من به بارانی که با لذت نگاهش میکنی ،
یا نسیمی ك رها میچرخد اطراف تنت ؛
این ك چیزی نیست ، گاهی دل حسادت کرده به ،
عطر پاشیده از آغوش تو بر پیرهنت ؛
هیچکس ، ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت ،
من حسادت میکنم حتی به قلبِ دشمنت ؛
کاش هر کس غیرِ من ، ای کاش حتی آینه ،
پلک هایش روی هم میرفت ، حتی وقت دیدنت : ))
اگه کسی ازم بپرسه چه هنرهایی بلدی ؟!
میگم :
هنرِ گذروندن
هنرِ دوام آوردن
هنر سازگار شدن
هنر صبر