- تَرقُوه .
من ۲ شهریور از صـبح چـند بار کـشته و زنده خواهم شـد : ))
یك سال از این ك از نزدیك دیدمت گذشت دردت به جونم ؛ روزی ك اصلا باورم نمیشد چشمام داره تورو از نزدیك میبینه ؛ نور بودئ ، زیبا بودئ ، وصف نشدنی بودئ : ) دلم میخواست ساعت ها بشینم و بهت ذول بزنم ؛ فکر کنم خدا هم از شدت علاقه من بهت با خبر بود ك تورو ازم گرفت ، آخه خودش گفته کسیو از من بیشتر دوس داشته باشی میگیرم ازت🙂؛ من واقعا تورو میپرستیدم ، واقعا جونم بودی ، همه دلخوشیم بودی . . رفتی ، روز تولدمم رفتی ، روزي ك گریم چند برابر شد : )) من تازه خودمو دارم پیدا میکنم ، هنوز نبودنتو باور نکردم ، هنوز باورم نمیشه رفتی ، هنوز میگم هستی ، البته تو زنده ای ، هممونو داری میبینی ؛ هوای این دخترِ سر به هوا و گناهکار و داشته باش ؛ آقا کم آوردم ، تو حواست بهم باشه ، هیچ وقت تنهام نذار قربونت برم من ، باشه ؟ : ))🤍✨🙂