دلم برای تلگرامم تنگ شده
انتظار تبدیل شدن updating به telegram، دیدن پینگ دو یا سه رقمیِ سبز، چنل مومنت، اییوها و وانشاتها، دیلیم، باتهای دانلود اسپاتیفای و یوتیوب و پینترست و تیکتاک و اینستاگرام که باید کلی میگشتی تا یکی درست و حسابیشو پیدا کنی، هر روز و شبی که با اونرهای موردعلاقم صحبت میکردم، چک کردن اپدیتهای بیشمار این آیدل و اون خواننده، بحثهام توی کامنتا با افراد غریبه، توییتر فارسی، قصد توهین داریم، لتس غیبت، گروههای پروکسی و وپن و کانفیگ، آب بخور، آنلاینشاپا و بوکشاپا، مانهواها و سریالهایی که به راحتی پیدا میکردم، نوتیف پیام از دوستای موردعلاقم، میمهایی که با فاطمه میساختیم، ادیتایی که رضوان برام میفرستاد، سریال تعریف کردنم برای النا، گشتن توی دیلی مهرسا، شوخیها و غیبتهایی که پشت سر معلما توی 'maybe safir🤷🏻♀' و 'صاحبان سفیر.' میکردیم، گروهای پلیلیست، دیلی افراد رندوم و گاهی دیلی کسایی که با دیدنشون قلبم فشرده میشد، سیو مسیجم، اینکه کل روز و واقعا کل روز رو توی تلگرام بودم، دلم برای تلگرام شدیدا تنگ شده.
هدایت شده از Omlet
به کسایی که به دنیا نیومدن حسودیم میشه.
I don't mess with no stupid red signs.
<گل ادریسی> روزت مبارک شاهکار خدا.!🎈 تقدیم به
وای عاشقشونم خیلی نازن:( مرسی:(
If I had known that sunrise would have turned rain in the afternoon I would've never showed up
If I had known the blue skies would've turned Gray then the honeymoon would have never meant so much
اره مامان من هم شدیدا منتظرم که مدرسهها زودتر باز شن و برای چندساعت هم که شده از خونه و تو فرار کنم
I don't mess with no stupid red signs.
#challenge فور کن و برای یک ماه، هر روز حداقل یه فکت درباره ی خودت بگو.
روز بیستوششم، فکت بیستوششم؛
من عاشق خرید کردنم
چه چیزهای کوچیک، چه بزرگ
چه اونی که بیستوچهاری استفاده میکنم، چه اونی که میخرم و میندازمش گوشه اتاق
هدایت شده از ویلوبی'
فقط و فقط اگه یک سال دیگه با خانوادهام زندگی کنم و همینجوری ادامه بدم کاملا مستقل میشم، مستقل توی یک آسایشگاه روانی