I don't mess with no stupid red signs.
"دلیل اینکه آن شهر اینقدر درخشان میتابید، نه موزه لوور بود، نه برج ایفل، و نه حتی رودخانه سِن. شای
"در میان تمام اینها،
من مانند یک عکس که کمی تار شده،
قدم میزنم.
شاید پاریس شهری است که
آدمها را کاملاً شفاف و واضح رها نمیکند،
بلکه در عوض،
آنها را با لرزشی ملایم و تاریِ اندک،
کمی زیباتر جلوه میدهد."
هدایت شده از خورشیدگردون
آتش چه بسی وقتی تلگرام هنوز برا ما نمیاره.
میدونید نیایشِ رویاهای امشبم چطوریه؟
یه دختر خوشگل توی شهره، همیشه پیراهن بلند سفید موردعلاقشو میپوشه و موهاش رو باز میذاره، w2e گوش میده، نویسنده و نوازنده خوبیه، عکسهایی که از آسمون و دوستاش گرفته رو میزنه به اتاقش، کلا یه دختر سفیده
میدونید چی میگم؟
یکی از عقاید مادرم بود و آن را غالبا تکرار میکرد که انسان بالاخره به همهچیز عادت میکند.