I don't mess with no stupid red signs.
#challenge فور کن و برای یک ماه، هر روز حداقل یه فکت درباره ی خودت بگو.
روز نوزدهم، فکت نوزدهم؛
از اونجایی که همیشه نمیتونم از اخلاق و شخصیتم بگم، این یه خاطره از سیزدهبدره
حدودا ۴ یا ۵ سالم بود که سیزده فروردین مثل همیشه رفته بودیم میانه، شیرین بولاغ(؟) که آب پر کنیم
مامان من یه دخترعمویی داره، این دخترعمو وسط ناهار از کوه رفت بالا
منم بچه بودم دنبالش رفتم
سر خوردم با صورت اومدم پایین👨🔬 هنوزم درد و سوزش زخمارو احساس میکنم(صورتم کامل خونی بود)
هیچوقت بخاطر اینکه من داشتم عین سگ تنها گریه میکردم تو ماشین اینا با بقیه میگفتن میخندیدن مامان بابامو حلال نمیکنم❤️🥺
۱۳ بدی بود درکل(ناهارش هم قرمه سبزی بود طبق معمول❤️)
هدایت شده از آنسوی افکار؛
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا