سمفونی دلقک ها.
طبق شواهد چهارشنبه باید اتفاق بیوفته، خدا به خیر کنه.
رکب خوردم، امشب اتفاق افتاد.
وقتی کله سحر مادر گرامی مچتو میگیره که داری دنبال چیزی برای خوردن میگردی، و تو واسه اینکه نفهمه کل شب بیدار بودی بهش میگی که بخدا تازه بیدار شدم:
من نمیفهمم چرا تا یه نفر رو بلاخره فراموش کردم تصمیم میگیره دوباره اعلام حضور کنه؟