هدایت شده از a girl written by angels
🕯 تمام رازهایی که سالها نگه داشتی رو برای یک نفر تعریف میکنی؛ حتی اگر دیر شده باشه.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 میرفتی وسط یک کتابفروشی قدیمی، بین قفسهها قدم میزدی و کتابی رو انتخاب میکردی که همیشه فرصت خوندنش رو «برای بعداً» گذاشته بودی.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 یه روز کامل رو بدون گوشی و اینترنت میگذرونی؛ فقط خودت، آسمون و آدمهایی که واقعاً برات مهمن.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 تمام شهر رو پیاده میری و جاهایی رو میبینی که همیشه از کنارشون رد شدی ولی هیچوقت توقف نکردی.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 تمام روز رو میخوابی؛ چون حتی در آخرین روز هم آرامش رو به هیجان ترجیح میدی.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 میری کنار دریا؛ کفشهات رو درمیاری و تا غروب فقط به موجها نگاه میکنی.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 نامههایی مینویسی که هیچوقت جرئت نکردی بفرستیشون؛ برای آدمهایی که هنوز یه تیکه از قلبت پیششونه.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 برای آدمهایی که دوستشون داری هدیههای کوچیک میخری؛ چیزی که وقتی دیگه نباشی، یاد تو بندازتشون.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 یه پلیلیست از تمام آهنگهایی که زندگیت رو ساختن میذاری و باهاشون آخرین روزت رو زندگی میکنی.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 به خونهای که بچگیت رو اونجا گذروندی برمیگردی؛ چون آخرین روز، وقت برگشتن به اولین خاطرههاست.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 میری کتابخونه و بین قفسهها قدم میزنی؛ چون حتی پایان دنیا هم نمیتونه عشق تو به داستانها رو ازت بگیره.
هدایت شده از a girl written by angels
🕯 میری و توی خیابونا قدم میزنی اینقدر که خسته شی و میری توی یه بار میشینی و سیگار میکشی و به کارهایی که میتونستی بکنی و نکردی فکر میکنی.