eitaa logo
𝒞hallenge
41 دنبال‌کننده
217 عکس
58 ویدیو
0 فایل
Boom Boom : @angelamia
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از a girl written by angels
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این پیامو فوروارد کن تا بر اساس وایبی که ازت می‌گیرم، بهت بگم اگه یه روز دلت خواست بی‌هدف سوار ماشین بشی و فقط رانندگی کنی، کجا می‌رفتی و چه کسی رو کنارت می‌نشوندی. ”ممکنه مقصدت یه جاده‌ی مه‌آلود وسط ناکجا باشه، یه شهر که هیچ‌وقت ندیدیش، یا حتی جایی که فقط خودت دلیل انتخابش رو می‌دونی.“ جوین نیستید فور نکنید. تگتون.
@daliyan با کسی که دلت براش تنگ شده، می‌رفتی همون جاده‌ای که آخرین بار با هم ازش رد شدید؛ فقط این بار هیچ‌کدومتون عجله‌ای برای رسیدن نداشتید و انگار زمان برای چند ساعت متوقف شده بود.
https://eitaa.com/uraltt تنها می‌زدی به دل شب و می‌رفتی سمت نزدیک‌ترین شهری که هیچ‌وقت اسمش رو نشنیده بودی؛ شیشه رو پایین می‌کشیدی، آهنگ موردعلاقه‌ات رو تا آخر زیاد می‌کردی و می‌ذاشتی شب هرچی راز داره برات تعریف کنه.
https://eitaa.com/katrin1819 با کسی که همیشه کنارش خودِ واقعی‌تی، می‌رفتی یه جاده‌ی جنگلی که دو طرفش فقط درخت و مه بود؛ موزیک آروم پخش می‌شد و هیچ‌کدومتون نمی‌پرسید مقصد کجاست، چون قرار بود خودِ جاده تصمیم بگیره.
https://eitaa.com/joinchat/2482111367C9b07c25347 با بهترین دوستت می‌رفتی یه شهر ساحلی کوچیک؛ یه هتل قدیمی با پنجره‌های بزرگ پیدا می‌کردید، نصف شب از اتاق می‌زدید بیرون و روی ساحل قدم می‌زدید، بدون اینکه حتی بدونید فردا کجا قراره باشید.
https://eitaa.com/joinchat/1100482135C27c6464227 با نسخه‌ی دیگری از خودت می‌رفتی؛ همون آدمی که اگه یه انتخاب متفاوت می‌کردی، امروز بودی. مقصدتون یه شهر بارونی بود و قرار بود اون شب بفهمید کدومتون زندگی بهتری انتخاب کرده.
https://eitaa.com/joinchat/3575318223Cfad1b8af69 یه شب سوار ماشین می‌شدی و می‌رفتی دنبال نورهای یه شهر دور؛ نه نقشه، نه مقصد، نه برنامه. فقط تو بودی و صدای موسیقی و چراغ‌هایی که هر لحظه نزدیک‌تر می‌شدن.
https://eitaa.com/Unread_Poems با خواهرت می‌رفتی یه جاده‌ی ساحلی، خوراکی‌های مسخره می‌خریدید، آهنگ‌های قدیمی می‌ذاشتید و هرجا منظره قشنگ بود ماشین رو نگه می‌داشتید؛ مقصدتون در واقع هیچ‌جا نبود، فقط قرار بود یه خاطره‌ی خوب بسازید.
@jOnOn_R با یه آدم کاملاً ناشناس می‌رفتی؛ کسی که فقط یک جمله بهت می‌گفت: «به من اعتماد کن.» و آخر جاده می‌فهمیدی شما دنبال یه قلعه‌ی قدیمی بودید که فقط برای آدم‌هایی ظاهر می‌شه که چیزی رو گم کرده‌ان.
@stupidus با کسی که همیشه حس خونه می‌ده، می‌رفتی یه کلبه‌ی چوبی وسط جنگل؛ بیرون برف می‌بارید، داخل بخاری روشن بود و قرار بود چند روز کامل از دنیایی که همیشه ازتون چیزی می‌خواست، فرار کنید.