Angel of Kindness
به روز صبح پامیشم ،
خیلی رندوم ، دست و صورتمو میشورم ، صبحونه میخورم ، میرم موسیقی تمرین میکنم ، نقاشی میکشم ، ناهار میخورم ، میخوابم ، میرم بیرون اسکیت بازی ، به غروب خیره میشم و شب میشه . من تصمیممو گرفتم . وقتی برگشتم خونه انجام میدم ، دیلیت اکانت میکنم ، سیمکارتمو میشکنم و گوشیمو پرت میکنم از پنجره ، حتی اگه آدرس خونه مونو داشته باشی هم نمیتونی پیدام کنی ، چون من توی یه دشت بزرگ توی خیالاتم دراز کشیدم و کسی نمیتونه پیدام کنه. من میرم جوری که احتمال باریدن برف تو تابستون از احتمال اومدنم بیشتر باشه .