هدایت شده از 𝖫𝗈𝗏𝗂𝗒𝖺/ فورندید
چیزی که میخواست بهت بگه اما نتونست ~
برای فلورین :
من هیچوقت آدمی نبودم که بتونم راحت دربارهی احساساتم حرف بزنم، مخصوصاً وقتی پای تو وسط بود.
هر بار که میخواستم بهت بگم چقدر برام مهمی، یه چیزی توی ذهنم میگفت اگه زیادی نشونش بدی، یه روز از همین نقطه ضربه میخوری.
برای همین سعی کردم کمتر بگم، کمتر نشون بدم و وانمود کنم که همهچیز تحت کنترلمه.
ولی تو نمیدونی چند بار دلم خواست فقط چند دقیقه بیشتر باهات حرف بزنم و بهونهای برای ادامه دادن مکالمه پیدا کنم.
من به جزئیاتی ازت توجه میکردم که شاید خودت هم فکر نمیکردی کسی متوجهشون بشه.
به تغییر لحن حرف زدنت، به وقتایی که ناراحت بودی ولی میگفتی چیزی نیست، حتی به سکوتهات.
اما بهجای اینکه بهت نزدیکتر بشم، گاهی جوری رفتار کردم که انگار بودنت برام عادیه.
حالا که فاصله افتاده، تازه میفهمم چقدر چیزهای کوچیک بینمون ارزش داشتن.
نمیدونم تو هنوز جایی برای من توی زندگیت نگه داشتی یا نه، ولی میدونم نمیتونم ازت انتظار داشته باشم مثل قبل بمونی.
فقط اگه یه روز از کنار هم رد شدیم، بدون که من هیچوقت اونقدر که نشون میدادم، نسبت به تو بیتفاوت نبودم.»
هدایت شده از ⚝𝗢𝗿𝗮𝗰𝘂𝗹𝘂𝗺A𝘀𝘁𝗿𝗼
تائوروس، زوگوس یا اسکورپیوس دنبال آیدیت و دیلیت میگرده.