《بعضی رفتن ها، مثل کندن برچسبی روی شیشه است؛ ردش میمونه، حتی اگه خودش دیگه نباشه.》
《دلم برای کسی تنگ شده که دیگه هیچ جوره توی دنیای من جا نمیشه؛ نه تو فکرم، نه تو زندگیم.》
《سخت ترین جای ماجرا اینه که خاطره ها نمیمیرن، فقط صاحبشون رو عوض میکنن و میان سراغ تو.》
《من هنوز همون جایی وایستادم که گفتی میرم ولی برمیگردم... انگار عقربه های ساعت من همون جا یخ زده.》