آنچه در من ماند
من حاضرم با دستای خونی برات پیانو بزنم حاضرم اگه بهم بگن مردی هم باور نکنم و ده سال یه کشور غریبه رو برای پیدا کردنت بگردم حاضرم از خودم بگذرم و تا ابد نقش مکمل رو بازی کنم که تو بتونی موفق بشی، حاضرم یک دستم از کار بیفته فقط برای اینکه یه بار دیگه باهم پشت پیانو بشینیم، ولی تو اونقدر نرد نیستی که بفهمی من چی میگم.