eitaa logo
کربّلاے¹²⁸
1.2هزار دنبال‌کننده
881 عکس
1.5هزار ویدیو
7 فایل
⊱ بِسْمِ رَبِّ الحُسِین⊰ • خبرت‌هست‌ڪه‌بۍروےِتوآرامم‌نیست‌؟! طاقت‌ِبارفراق‌این‌همہ‌ایامم‌نیست!💔:) • کپے؟!‌به‌جای‌من‌یه‌استغفار‌بفرست،حله✓ مَقَر فرماندهی| @rahbar_ir من؟!ساندیس‌خورَم🧃 @HOSEYN_128_Karbala تبلیغات = @ghjAli110
مشاهده در ایتا
دانلود
کربّلاے¹²⁸
_
گمراه نشود آنکه ؛ تَپِش های دِلش حُبّ علی(ع) ست :)🫀
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و علی اصحاب‌ الحسیـــــن؛) ❤️‍🩹
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرق نمیزاری بین کسی؛) ❤️‍🩹
🌺🍃رمـــان .. 🌺🍃 قسمت ۱۰ فردا شب شهادت حضرت زهــــرا نامی بود به این دلیل تلویزیون چیزی نداشت ٬سرور را به ماهواره وصل کردم و به تماشای فیلمی کمدی نشستم.. -مامان -جانم -تاکی این دستگاه های لعنتی باید باشن؟ -تاوقتی که خوب خوب بشی -چرا من هیچی یادم نیست چرا اون پسرو.. -بسه سوها٬گفتم درموردش حرف نزن٬کیوان فرداشب میاد خواستگاریت خیلی بده اگه راجب پسری دیگه حرف بزنی. -مامان ولی نمیدونم چرا حس خوبی نسبت به کیوان ندارم -حستو بیخیال شو ٬وقتی باهاش ازدواج کنی میرین امریکا و عشق و حال اصلا اینا دیگه فراموشت میشه سوها و من فکر میکردم و فکر میکردم ٬اما چرا به پاسخی نمیرسیدم هرجقدر درذهنم پسری علی نام را جستجو میکردم نمیافتمش٬نگاهش خیلی اشنا بود اما حضورش درزندگی من٬آن هم با ان شکل وقیافه تعجب برانگیز بود. دراتاقم نشسته بودم٬ دستگاه ها به اجبار من برداشته شده بودند و فقط کپسول اکسیژنم مانده بود٬ باتلفن همراهم را بازی میکردم و زیر و رویش میکردم تا شاید نشانی از بی نشانی های ذهنم پیدا کنم که چشمم به یک شماره خورد که به این اسم سیو شده بود. -اقا علیم بدون وقفه شماره را گرفتم و تنها این صدارا شنیدم -دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد .the mobail this is of باخود گفتم اگر رابطه اش بامن نزدیک نبوده پس چرا علی من ان را نوشتم و اگر بوده حال چرا خاموش است؟ پس حتما اوهم مرا فراموش کرده.. نمیدانم چرا انقدر حس خوب نسبت به او دارم... امشب قرار است کیوان برای خواستگاری به خانه ما بیاید با اصرار مادرم کت و دامنی تنگ و کوتاه پوشیدم و موهایم را باز گذاشتم. چه حال بدی داشتم انگار داشتم درون مرداب میرفتم نمیدانم چرا!! حالم بدتر و بدتر میشد نفسم سخت بالا می آمد و سرم گیج میرفت٬زنگ در فشرده شد و من تمام محتویات معده ام را بالا اوردم٬ مادرم مراصدا میزد اما پاهایم توان نداشت٬ناخود آگاه به سمت در کشیده شدم و در را قفل کردم کلید راهم رویش گذاشتم٬ مادرم به در میکوبید و پدرم صدایم میزد باهربار کوبیدن در نفسم تنگ تر میشد و قلبم فشرده تر ٬زانوانم خم شد و روی زمین افتادم هرچقدر بادست دنبال کپسولم میگشتم پیدایش نمیکردم و تنها صدای در را میشنیدم و سیاهی مطلق... ساعت:سه و چهل دقیقه شب -تو کی؟تو.. چی؟تو... و با وحشت از خواب پریدم ٬سریع اباژور کتار تختم را روشن کردم ٬کپسول را پیدا کردم و ماسک را بردهانم گذاشتم ٬عرق سردی روی پیشانیم نشسته بود خوابم جلوی چشمانم ظاهر شد ٬مردی نورانی اما غمگین جلویم امد در خواب فقط نگاه میکردم ٬گفت -به کنار من بیا تا اشکار شود هرانچه نمیدانی به دیدنم بیا که منتظرت هستیم.فقط راه بیفت که دیر نشود٬٫ حرکاتم دست خودم نبود سریع لباسی پوشیدم موهایم را جمع کردم و شالی روی سرم انداختم٬سوئیچ ماشینم را از روی پاتختی برداشتم ٬ارام در را باز کردم و پله هارا ارام پایین امدم سریعا به پارکینگ رفتم و ریموت رافشردم ٬پا روی گاز گذاشتم و لاستیک ها از جا کنده شد ٬نمیدانستم به کجا میروم شب بود جایی مشخص نبود فقط به حرف های ان مرد نورانی فکر میکردم ٬بیا٬منتطرت هستیم!چه کسی منتطرم بود؟احساس کردم نیرویی مرا هدایت میکند ٬از دور نور سبزی دیدم به ان سمت فرمان را کج کردم ٬ خود را روبه روی مسجدی یافتم ٬روی تابلو راهنما نوشته بود٬ دست هایم سر شد نفسم بریده بریده بود٬ماشین را پارک کردم٬شلوغ بود٬انگار مراسمی برپاست ٬خانمی صدایم کرد و چادری به رنگ فیروزه ای به دستم داد و گفت -این رو بپوشید حرم حرمت خاصی داره عزیزم با لحنش ارام شدم چادر سرکردن بلد نبودم اما روی سرم انداختم قدم هایم به سمت حرم میرفت٬انگار حمعیت کنار میکشیدند تا من رد شوم ٬چون خیلی سریع به ضریح رسیدم٬ صدای مداحی می آمد تازه یادم امد امشب شب شهادت بود.... 🌺🍃ادامه دارد...
فقط کسایی که می‌خوان چنلشون به ¹ĸ برسه بیاین پیوی:← @Rhi1040 اینجا عضو نباشی جواب نمیدم😊): →[ http://eitaa.com/joinchat/3037988507Ce48ace97d1 ]
🏷 | این پیامو فور کنُ عضو پادگان . ملجا‌رقیه . باب‌السدره . مقام . الوجوم منم از چنلت حمایت‌ میکنم که ویو و جذب بگیری. ☕️ با ی تیر دو نشون 💘
رفیقا بریم یک ناشناس! .🥲❤️‍🩹
هدایت شده از خآتون
کانالــی کـه امــروز دارمـ بهتـون معـرفـی مـی‌کـنم یـه پـوشـاک خفـن قمیـه😃🛒 واس قمیای خفن که اصلا هزینه ارسال نداره میتونن حضوری بگیرن🎉 ولی برا بقیه شهر ها🌍 خیـلی خیلـی هزینـه کمـی داره💸 https://eitaa.com/joinchat/4239721587Ce78c04ff18 اجناس و کیفیت ها عالیه👌🏻 از پوشاک زیر زنانه گرفته تا مانتو و شومیز و شلوار و لوازم تحریر 😀💜 برید پیش این خانواده ۱۷۰۰ نفری و بزرگترش کنید✨ بعد خرید بهم خبر بدید ذوق کنم براتون😭😍🤍 ∞
هدایت شده از [ طَنینِ سِراج ]
به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می‌گذرد. _سهراب‌سپهری ┄┅┅❅~◇~❅┅┅┄ @tanin_e_seraj