eitaa logo
کربلای¹²⁸
1.1هزار دنبال‌کننده
925 عکس
1.6هزار ویدیو
7 فایل
•بِسمِ‌رَبِ‌الحُسِین• • خبرت‌هست‌ڪه‌بۍروےِتوآرامم‌نیست‌؟! طاقت‌ِبارفراق‌این‌همہ‌ایامم‌نیست!💔:) • من؟!ساندیس‌خورَم🧃 کپی؟به جا من یه استغفار بفرس‌حله✓ کاری داشتی: @HOSEYN_128_Karbala مقر: @rahbar_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خنده‌ی رو لب مجبوریه . . ❤️‍🩹✨
این‌کانال‌مخصوص‌کسایی‌که‌میخوان‌play listخودشون‌رو‌‌بروز‌نگه‌دارن🎧🎵 ‌‌<‌https://eitaa.com/joinchat/3800368366Cd3929ff9d8> از‌من‌گفتن‌بود‌عضو‌نشید‌ضرر‌کردید…🚶
کانال "مداحی‌آنلاین۱۱۰" که درخواست‌شو داده‌بودید، اینم لینکش ↓↓..🤌🏼❤️‍🩹 ‌‌<‌https://eitaa.com/joinchat/3800368366Cd3929ff9d8 اخرین باریه که میزارم ❌
🌺🍃رمـــان .. 🌺🍃 قسمت ۱۸ -خخ چشششم زینب جونم بریم و با اجازه به اتاق زینب رفتیم اتاقی سبز با حال و هوایی دخترانه اما معنوی -وای اجی فاطمه انقدر با چادر ماه میشی که نگو نمیدونی علی ما که تاحالا ندیدم به کسی زل بزنه فقط نگات میکرد خیره البته تو هرکسی نیستی برای داداشم خانووومشی -ای دختر شیطون مثل اینکه باید زود شوورت بدیما داری بو سرکه میگیری قیافه اش را در هم پیچید و متکایش را سمتم پرت کرت و قلقلکم داد اما من قلقلکی نبودم و در عوضش او خیلی بود و تا جا داشت قلقلکش دادم و خندیدیم که مامان ملیحه در زد و به داخل امد -اوا دخترا چرا این شکلین من و زینب که هم دیگر را تازه دیدیم بلند زیر خنده زدیم و مامان ملیحه هم همراهیمان کرد خیلی خوب بود بودن در کنار خانواده یا بهتراست بگویم داشتن خانواده به سمت حال رفتیم لباس مناسبی پوشیدم و روسری پهنی به سر کردم هنوز انقدر راحت نبودم که روسری نپوشم ان ها ازادم گذاشتند اما خودم معذب بودم بابا حسین گفت که کنارش بنیشنم و علی هم ان سمتش و شروع کرد -خب ببینید باباجان دیگه بیشتر از این صلاح نیست که نامزد بمونید بهتره سریع تر عقد کنین و زندگیتونو به حول قوه الهی شروع کنید هفته بعد روز ازدواج مولا و حضرت فاطمه سلام الله علیه بهترین موقع برای یک پیوند اسمانی هفته بعد پنجشنبه مراسم عقد رو برگزار میکنیم بهتره که ساده بگیریم اما بازم انتخاب رو به خودتون میسپرم وسایل مورد نیاز و خریدهاتون هم در این روزها انجام بدین و سعی کنید خریدهاتون درعین سادگی دلچسب باشه براتون و خاطره خوبی داشته باشید باعاقد هم صحبت میکنم تا قرار رو بزاریم حالا نظرتون برای من و مادرتون اولویته بگین باباجان من که از صحبت های دلچسب بابا حسین خجالت کشیدم سرم را پایین انداختم و با گوشه شالم بازی میکردم تا که علی وضعیت را دید و پیش قدم شد -چشم پدر جان هرچی که شما بفرمایید من و فاطمه خانوم هم باهم صحبت میکنیم و ان شاءلله کارهارو هماهنگ میکنیم بعد از این حرف، علی دست پدرش را بوسید و بابا حسین سر علی را روی پیشانیش گذاشت و گونه هایش را غرق بوسه کرد وانگشتری عقیق از انگشتانش دراورد و در کف دست علی گذاشت علی نگاهی قدردان به پدرش کرد و من لبخند امشب از لبانم پاک نمیشد و هرچه جلوتر میرفتم پررنگ و پررنگ تر میشد مامان ملیحه از طبقه بالا جعبه ای کوچک اورد و کنار من نشست انگشتر فیروزه ظریفی بود که انقدر زیبا بود نگاهم را لحظه ای از اوچشم برنداشتم مامان ملیحه دستم را جلو اورد و آن را درانگشتانم انداخت دستانش را پرمهربوسیدم و او مرا مادرانه در بر گرفت آن شب یکی از بهترین شب های عمرم بود بعد از شام من و علی کنارهم نشستیم و صحبت میکردیم از دلتنگی هایمان از غم و شادی هایمان از خودمان گفتیم و گفتیم شب که شد همراه زینب به اتاقش رفتیم و از یخچالشان کیک های خامه ای اوردیم و خوردیم من و زینب تا صبح کنارهم بودیم و میخندیدیم انقدر بر سر و کله هم زدیم که سریعا خوابمان برد خوابی پر از ارامش .. 🌺🍃ادامه دارد....
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انگار حال و روز منو بعد خودت میخوندی عزیز ِجانم💔..
هدایت شده از خآتون
رفیق از اینجا شروع کن🙋🏻‍♀👈🏻: من کیم🤨⁉️ . محتوای نجم الثاقبی رواز اینجا ببین👀 . ما در فضای مجازی...📲 . یه شب بامن تو میدون توحید🤝 . 👈🏻کتاب مرشد و مارگاریتا . ☕️ . چیشد که من نجم الثاقبی شدم؟🤨 . محتوای اینجا چیه؟🌱 . حسم به نجم الثاقب چیه؟✨ . آقای بهرامی🤌🏻 . خاتون . نظر یکی از ممبرای گلمون درباره کانال💛 . نقاشی دیجیتال با خاتون🖇 . تایپوگرافی یا رقیه با خاتون🎨 . ابخاتون الهام پسند😂 . در هیئت اباعبدالله به خاتون چ میگذرد🖤 . شب تاسوعا با خاتون🖤 . جواب اقای صادقی به هنرم...🎨 . چالش تمیزکاری روز اول🙂 . وقتی از برادرشهیدم یادگاری گرفتم💚📿 . ویوی کانالمون👀👉🏻 . پادکست رادیو ماه 1 . پادکست رادیو ماه 2 . پیانو با الهام🎼 . تراپی من💆🏻‍♀ . عشقم‌...♥️ . بالاخره ۹ سال تموم شد و وقت خداحافظیه👋🏻 . یه چیزیو صادقانه بگم؟...❤️ . من چجوری زبان میخونم؟؟؟📔 . منو بسیجیا در شب موشکی🔍 . رسپی کیک فنجونی ماگی به سبک‌من🧁 . سفر به گذشته من✈️ . رسپی پنکیک پزی من🥧 . مینی کیک با من🍰 . ورژن انگیزشی من😌🤍 . روتین شبونه پوست/موی من🤌🏻✨ . روتین برنامه ریزی / کتاب خونی📚🖇 . نیمکت‌خالی ⇲⿻@art_work_kh|🌻
هدایت شده از صَبُورٰآءْ
_
هدایت شده از صَبُورٰآءْ
چشمت به کرشمه خون من ریخت وز قتل خطا چه غم خورَد مست _