eitaa logo
کربلای¹²⁸
1.1هزار دنبال‌کننده
931 عکس
1.6هزار ویدیو
7 فایل
•بِسمِ‌رَبِ‌الحُسِین• • خبرت‌هست‌ڪه‌بۍروےِتوآرامم‌نیست‌؟! طاقت‌ِبارفراق‌این‌همہ‌ایامم‌نیست!💔:) • من؟!ساندیس‌خورَم🧃 کپی؟به جا من یه استغفار بفرس‌حله✓ کاری داشتی: @HOSEYN_128_Karbala مقر: @rahbar_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺🍃رمـــان .. 🌺🍃 قسمت ۱۸ -خخ چشششم زینب جونم بریم و با اجازه به اتاق زینب رفتیم اتاقی سبز با حال و هوایی دخترانه اما معنوی -وای اجی فاطمه انقدر با چادر ماه میشی که نگو نمیدونی علی ما که تاحالا ندیدم به کسی زل بزنه فقط نگات میکرد خیره البته تو هرکسی نیستی برای داداشم خانووومشی -ای دختر شیطون مثل اینکه باید زود شوورت بدیما داری بو سرکه میگیری قیافه اش را در هم پیچید و متکایش را سمتم پرت کرت و قلقلکم داد اما من قلقلکی نبودم و در عوضش او خیلی بود و تا جا داشت قلقلکش دادم و خندیدیم که مامان ملیحه در زد و به داخل امد -اوا دخترا چرا این شکلین من و زینب که هم دیگر را تازه دیدیم بلند زیر خنده زدیم و مامان ملیحه هم همراهیمان کرد خیلی خوب بود بودن در کنار خانواده یا بهتراست بگویم داشتن خانواده به سمت حال رفتیم لباس مناسبی پوشیدم و روسری پهنی به سر کردم هنوز انقدر راحت نبودم که روسری نپوشم ان ها ازادم گذاشتند اما خودم معذب بودم بابا حسین گفت که کنارش بنیشنم و علی هم ان سمتش و شروع کرد -خب ببینید باباجان دیگه بیشتر از این صلاح نیست که نامزد بمونید بهتره سریع تر عقد کنین و زندگیتونو به حول قوه الهی شروع کنید هفته بعد روز ازدواج مولا و حضرت فاطمه سلام الله علیه بهترین موقع برای یک پیوند اسمانی هفته بعد پنجشنبه مراسم عقد رو برگزار میکنیم بهتره که ساده بگیریم اما بازم انتخاب رو به خودتون میسپرم وسایل مورد نیاز و خریدهاتون هم در این روزها انجام بدین و سعی کنید خریدهاتون درعین سادگی دلچسب باشه براتون و خاطره خوبی داشته باشید باعاقد هم صحبت میکنم تا قرار رو بزاریم حالا نظرتون برای من و مادرتون اولویته بگین باباجان من که از صحبت های دلچسب بابا حسین خجالت کشیدم سرم را پایین انداختم و با گوشه شالم بازی میکردم تا که علی وضعیت را دید و پیش قدم شد -چشم پدر جان هرچی که شما بفرمایید من و فاطمه خانوم هم باهم صحبت میکنیم و ان شاءلله کارهارو هماهنگ میکنیم بعد از این حرف، علی دست پدرش را بوسید و بابا حسین سر علی را روی پیشانیش گذاشت و گونه هایش را غرق بوسه کرد وانگشتری عقیق از انگشتانش دراورد و در کف دست علی گذاشت علی نگاهی قدردان به پدرش کرد و من لبخند امشب از لبانم پاک نمیشد و هرچه جلوتر میرفتم پررنگ و پررنگ تر میشد مامان ملیحه از طبقه بالا جعبه ای کوچک اورد و کنار من نشست انگشتر فیروزه ظریفی بود که انقدر زیبا بود نگاهم را لحظه ای از اوچشم برنداشتم مامان ملیحه دستم را جلو اورد و آن را درانگشتانم انداخت دستانش را پرمهربوسیدم و او مرا مادرانه در بر گرفت آن شب یکی از بهترین شب های عمرم بود بعد از شام من و علی کنارهم نشستیم و صحبت میکردیم از دلتنگی هایمان از غم و شادی هایمان از خودمان گفتیم و گفتیم شب که شد همراه زینب به اتاقش رفتیم و از یخچالشان کیک های خامه ای اوردیم و خوردیم من و زینب تا صبح کنارهم بودیم و میخندیدیم انقدر بر سر و کله هم زدیم که سریعا خوابمان برد خوابی پر از ارامش .. 🌺🍃ادامه دارد.... پارت اول سنجاقه.
⌝بسم‌ࢪب‌الشهداءوالصديقين⌜
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماندم چرا نگاهتُ افتاد سوی من. . .❤️‍🩹 ↬ɴᴀᴊᴀꜰ_ᴀꜱʜʀᴀꜰ ⌝
هدایت شده از تــیـــفــآء𐙚
- برای هر رنج و سختی هدفی در نظر گرفته شده که چاره‌ای جز سپری شدن زمان ندارد. بیتابی نکنید تا بگذرد، چاره‌اندیشی پیش از سپری شدن آنها رنجتان را بیشتر میکند. _حضرت امیر المومنین علیه السلام - ⁷²
هدایت شده از تــیـــفــآء𐙚
خدایا من بهت اعتماد دارم ، حتی اگه نفهمم چرا دیر می‌کنی . .❤️‍🩹
‌شما توسط؛شهیدمحمدحسین‌عزیزی به این "کانال" دعوت شده اید.. ࣫͝💔
ســلـام جمـعـه‌تــون بــخــیــر 🤍 خــدایا... امــروز رو بــرای دل‌هــامــون پُــر از آرامــش و خــیــر کــن 🌱 دل‌هــامــون رو بــه نــورِ امــیــد روشــن کــن، و خــیــرِ قــشــنــگِت رو مــهــمــونِ زنــدگــی‌مــون کــن 🕊️ یــه جــمــعــه‌ی آروم، بــرای همـه‌تـون آرزو مــیــکــنــم 🤍 -
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتـخـابـت کـدومـه دخـتـرخـوب؟😍🦋 اکسـسـوری پـسنـدای ما کجـان؟؟🤍 1⃣ 2⃣ 3⃣ 4⃣ 📩@Trend_Accessory1
هدایت شده از خآتون
ایهاالناس چــآلش داریـــمــ🌿 نـــوع : رانـــدی🎾 تـــمــ : ســـبز🧩 جایـــزه : لیســـت هیــجان انگــیز🔫 زمــان : الـــان🖼 آیــدی بــرا اســمــ : @as123em💚 لیـــنک کانــالـمونـــ : @art_work_kh 🟢 قوانیـــن :❌ راند هارو به دقت بخونید حتما پیوی اسم بدید الکی نیاید بگید منم میام چالش تو کانال اصلی عضو باشید آفلاین نشید و پاسخ بدید
هدایت شده از خآتون
🌵اســـآمی تـــونـــــ🌵 🪴- نفـــر اول : 🪴- نفــر دوم : 🪴- نفــر ســوم : 🪴- نفــر چهــارم : 🪴- نفــر پنجـــم : 🪴- نفــر شــشم : 🪴- نفــر هفتــم : 🪴- نفــر هــشتم : 🪴- نفــر نهــم : 🪴- نفــر دهــم : - شماره هاتون رو حفظ کنید تو هر راند باید بجای اسم بگید مثلا " نفر سوم "🟢