6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | ای مولای رئوف، آقایمان را به شما میسپاریم...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
🖥 @daarozekr
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | شفاعت کن مارو آقاجان...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
🖥 @daarozekr
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | آرامگاه ابدی...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
📲 ایتا | بله | روبیکا | سروش | آپارات
🖥 @daarozekr
🖤 #رواق_دارالذکر | مثل بابا
📝 خردهروایتهای رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در «رواق دارالذکر» حرم مطهر علیبنموسیالرضا(ع)، تیر ١٤٠٥
▪️ دستش را گذاشته بود روی سینه و داشت عقبعقب میآمد تا از رواق خارج شود. دعوتش کردم چند دقیقهای باهم حرف بزنیم. رد اشک هنوز روی مژههای بلندش بود. شانزده، هفده سال بیشتر بهش نمیخورد. پرسیدم: «از کدوم شهر اومدی؟ مامان و باباتم اینجان؟» چشمهایش را به زمین دوخت: «قمیام. مامان و بابام رفتن. من با پدربزرگ و مادربزرگم برمیگردم. دو سه روز بیشتر میموندن، بلیطمو با اونا هماهنگ کردم.»
▪️ گفتم: «چند وقته آقا رو میشناسی؟» دست کشید به پیکسل عکس آقا روی چادرش و گفت: «اولین بار یازده ساله بودم. تو گروه فامیلی یکی گذاشته بود به توهین. با عقلی که همون موقع داشتم هرچی تونستم از آقا دفاع کردم. مثل بابا بودن برام.» گفتم: «آقا کجای زندگیت بود؟» گفت: «دنبال ترک تحصیل بودم. یک روز معلممون سر صف گفت رهبر به درس خوندن شما امید بسته. میخواین خوشحالش کنین، برین برای خودتون کسی بشین. دیگه اسم ترک تحصیل نیاوردم.»
▪️ گریه امانش نداد. به سختی صدایش را میشنیدم: «روز آخره. باید دل بکنم از اینجا. این دور پنجمه میام داخل. دعا کنید خودش دست بکشه روی دلم آروم بشم.»
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
📲 ایتا | بله | روبیکا | سروش | آپارات
🖥 @daarozekr
🖤 هماکنون؛ مزار مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در رواق دارالذکر؛ در شب جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵؛ در شب زیارتی سیدالشهداء علیهالسلام
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
🖤 حالا یک دل سیر با او درد و دل کنیم...
▪️#روایت_زائران_دارالذکر | تا کنون دهها بار به حسینیه امام خمینی مشرف شدم، معمولا با مشقت فراوان، نه گوشی داشتم که از چهره نورانی آقای عزیزمان عکس بگیرم، نه میتوانستم تا هر زمان که دلم میخواهد با این پدر فرزانه و مهربان درد و دل کنم... حالا اما او به خانه و به آغوش گرم امام هشتم بازگشته، با خانواده مشغول استراحت است و با فراق بال به حرفها و صحبتهای همه ما گوش میکند، از همین قاب هرچقدر بخواهیم از او عکس میگیریم، خاطرات و سخنرانیها و یادگاریهایش را مرور میکنیم و گریه میکنیم و از او طلب میکنیم که نزد سلطان ما را هم شفاعت کند، خودش در جایی گفته بود «من تک تک مردم رو دوست میدارم...برای همه دعا میکنم...». قول های او مردانه بود و مطمئنا به قولش وفادار است.
اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا
🖥 @daarozekr
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | حال فیلمبرار حرم رو خریدارم...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 اینجا حرفها کمتر و اشکها بیشتر هستند...
🎥 در دومین هفته پس از تدفین رهبر شهید انقلاب، گوشهای از حال و هوای زائران مزار نورانی «آقای شهید ایران» در رواق دارالذکر حرم مطهر علیبن موسیالرضا علیهالسلام را ببینید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | دلتنگ آقای شهیدم...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
🖤 در آغوش یار
▪️#روایت_زائران_دارالذکر | آفتاب صلاة ظهر، تن سنگها و فرشها را تبدار کرده بود.
داغیاش، کف پاهایم را جابهجا میسوزاند. انگار کن که توی تنور ایستاده بودم و زغال زیر پایم گر گرفته بود.
نمیخواستم آن وقت ظهر از خانه بزنم بیرون. یکی از بچهها گفت:
«سر ظهر برو. بخاطر گرما حتما خلوتتره.»
خلوت نبود. صف زنها تا وسطهای صحن آزادی کشیده شده بود. باز هم جای شکرش باقی بود.
بعد از نماز صبح که تمام صحن آزادی را صف بندی کرده بودند.
سوز الرحمن قاری با شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل زنها در هم آمیخته بود. یک نفر از بیرون صف صدا رساند:
«صف زیارت همینه؟»
خانمی که کنارم ایستاده بود جواب داد:
«زیارت امام رضا یا زیارت رهبر؟»
از همان سحری که آقا را اینجا به خاک سپردند، این سوال زیاد به گوشم خورد.
آرام آرام در میان موج جمعیت جلو رفتم.
نمیدانم چقدر زمان برد تا به در ورودی رواق دارالذکر رسیدم. تمام مسیر به ذکر گفتن و شعار دادن و قرآن خواندن گذشت.
دل توی دلم نبود. بعد از یک هفتهای که مثل مجنون، از اینجا به آنجا دنبال پیکر آقا دویده بودم و دل نمیکندم، حالا دیگر پیکری در کار نبود و باید مزار او را میدیدم.
لحظهٔ دیدار جانکاه بود. دیدن آن سرو بلند بالا در آغوش مزاری که با پرچم یا ابالفضل العباس پوشیده شده بود، با گلبرگهای سرخ گلباران شده بود و با لالههای سرخ مزین.
یکی جیغ میکشید و دیگری بر سر و سینه میزد. یکی زار زار گریه میکرد و دیگری زبان گرفته بود:
«ای رهبر شهیدم، شهادتت مبارک.»
من اما به یاد آن دیداری که برای آقا دست تکان دادم و...
دارالذکر
🖤 در آغوش یار ▪️#روایت_زائران_دارالذکر | آفتاب صلاة ظهر، تن سنگها و فرشها را تبدار کرده بود. دا
ایشان با مهربانی پاسخم را دادند، روی نوک پا بلند شدم. دست راستم را بالا آوردم و شروع کردم به بای بای کردن با مزار آقا و قربان صدقه رفتنش.
چوب پر خادم که به شانهام نشست، فهمیدم فرصت دیدارم تمام شده. نمیتوانستم دل بکنم.
زدم زیر گریه. اما چارهای نبود. خودم را از دل جمعیت بیرون کشیدم و از در خارج شدم.
اشکهایم را پاک کردم، سرم را بالا آوردم تا دور و اطرافم را نگاه کنم و راه خروج را پیدا کنم که یکهو ضریح طلایی امام را در مقابلم دیدم.
باورم نمیشد!
آقای من و خانوادهاش، درست در چند قدمی امام رضا بودند. چه عاقبتی از این بهتر؟
وقتی دیدم آقا در آغوش امام رضاست، دلم آرام گرفت.
میدانستم از این به بعد تا آخر عمرم، هر بار به زیارت امام بیایم، آقا را هم یک دل سیر میبینم.
بدون کارت دعوت، بدون کارت ملی و بدون هیچ تشریفات دیگری، با آقا دیدار خصوصی خواهم داشت.
از آن روز به بعد، هر زائری از من میپرسید: «صف زیارت کجاست؟»
فقط یک جمله میگفتم:
«فرقی نداره. توی هر صفی که بایستی، هم میتونی امام رو زیارت کنی و هم آقا رو.»
✍️ مریم محمدی
🖥 @daarozekr