🖤 در آغوش یار
▪️#روایت_زائران_دارالذکر | آفتاب صلاة ظهر، تن سنگها و فرشها را تبدار کرده بود.
داغیاش، کف پاهایم را جابهجا میسوزاند. انگار کن که توی تنور ایستاده بودم و زغال زیر پایم گر گرفته بود.
نمیخواستم آن وقت ظهر از خانه بزنم بیرون. یکی از بچهها گفت:
«سر ظهر برو. بخاطر گرما حتما خلوتتره.»
خلوت نبود. صف زنها تا وسطهای صحن آزادی کشیده شده بود. باز هم جای شکرش باقی بود.
بعد از نماز صبح که تمام صحن آزادی را صف بندی کرده بودند.
سوز الرحمن قاری با شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل زنها در هم آمیخته بود. یک نفر از بیرون صف صدا رساند:
«صف زیارت همینه؟»
خانمی که کنارم ایستاده بود جواب داد:
«زیارت امام رضا یا زیارت رهبر؟»
از همان سحری که آقا را اینجا به خاک سپردند، این سوال زیاد به گوشم خورد.
آرام آرام در میان موج جمعیت جلو رفتم.
نمیدانم چقدر زمان برد تا به در ورودی رواق دارالذکر رسیدم. تمام مسیر به ذکر گفتن و شعار دادن و قرآن خواندن گذشت.
دل توی دلم نبود. بعد از یک هفتهای که مثل مجنون، از اینجا به آنجا دنبال پیکر آقا دویده بودم و دل نمیکندم، حالا دیگر پیکری در کار نبود و باید مزار او را میدیدم.
لحظهٔ دیدار جانکاه بود. دیدن آن سرو بلند بالا در آغوش مزاری که با پرچم یا ابالفضل العباس پوشیده شده بود، با گلبرگهای سرخ گلباران شده بود و با لالههای سرخ مزین.
یکی جیغ میکشید و دیگری بر سر و سینه میزد. یکی زار زار گریه میکرد و دیگری زبان گرفته بود:
«ای رهبر شهیدم، شهادتت مبارک.»
من اما به یاد آن دیداری که برای آقا دست تکان دادم و...
دارالذکر
🖤 در آغوش یار ▪️#روایت_زائران_دارالذکر | آفتاب صلاة ظهر، تن سنگها و فرشها را تبدار کرده بود. دا
ایشان با مهربانی پاسخم را دادند، روی نوک پا بلند شدم. دست راستم را بالا آوردم و شروع کردم به بای بای کردن با مزار آقا و قربان صدقه رفتنش.
چوب پر خادم که به شانهام نشست، فهمیدم فرصت دیدارم تمام شده. نمیتوانستم دل بکنم.
زدم زیر گریه. اما چارهای نبود. خودم را از دل جمعیت بیرون کشیدم و از در خارج شدم.
اشکهایم را پاک کردم، سرم را بالا آوردم تا دور و اطرافم را نگاه کنم و راه خروج را پیدا کنم که یکهو ضریح طلایی امام را در مقابلم دیدم.
باورم نمیشد!
آقای من و خانوادهاش، درست در چند قدمی امام رضا بودند. چه عاقبتی از این بهتر؟
وقتی دیدم آقا در آغوش امام رضاست، دلم آرام گرفت.
میدانستم از این به بعد تا آخر عمرم، هر بار به زیارت امام بیایم، آقا را هم یک دل سیر میبینم.
بدون کارت دعوت، بدون کارت ملی و بدون هیچ تشریفات دیگری، با آقا دیدار خصوصی خواهم داشت.
از آن روز به بعد، هر زائری از من میپرسید: «صف زیارت کجاست؟»
فقط یک جمله میگفتم:
«فرقی نداره. توی هر صفی که بایستی، هم میتونی امام رو زیارت کنی و هم آقا رو.»
✍️ مریم محمدی
🖥 @daarozekr
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | مردیم از اینکه جان نشد آخر نثار تو...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
🖤 #رواق_دارالذکر | به رسم پذیرایی
📝 خردهروایتهای رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در #رواق_دارالذکر حرم مطهر علیبنموسیالرضا(ع)، تیر و مرداد ١٤٠٥
▪️از بیرجند آمده بود و نزدیک به هفتاد سال داشت. زردآلو و توتهایی که با دستانش روی طبق چیده و خشک کرده را به رواق آورده بود. خادمها جلویش را گرفتند که توزیع خوراکی ممنوع است. بغضش ترکید و با صدایی لرزان گفت: «همین الان از راه رسیدم. به روح آقا تمیزه. بذارید پخش کنم. نمیشه از عزادار پذیرایی نکرد.»
▪️خادم با مهربانی در آغوشش گرفت و با قربانصدقه راهیاش کرد. چه خوب رسم عزادارنوازی را بلدند خادمهای حرم.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | آنچه که از یاد انسان نمیره داغ عزیزانِ...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
🖤🖤 #رواق_دارالذکر | به رسم پذیرایی
📝 خردهروایتهای رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در #رواق_دارالذکر حرم مطهر علیبنموسیالرضا(ع)، تیر و مرداد ١٤٠٥
▪️از بیرجند آمده بود و نزدیک به هفتاد سال داشت. زردآلو و توتهایی که با دستانش روی طبق چیده و خشک کرده را به رواق آورده بود. خادمها جلویش را گرفتند که توزیع خوراکی ممنوع است. بغضش ترکید و با صدایی لرزان گفت: «همین الان از راه رسیدم. به روح آقا تمیزه. بذارید پخش کنم. نمیشه از عزادار پذیرایی نکرد.»
▪️خادم با مهربانی در آغوشش گرفت و با قربانصدقه راهیاش کرد. چه خوب رسم عزادارنوازی را بلدند خادمهای حرم.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | آنچه که از یاد انسان نمیره داغ عزیزانِ...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
هدایت شده از رسانه امین
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کلیپ | تو رفتی به سلامت؛
دیدار بعدی ما بیت رهبری ، حرم امام رضا (ع)😓💛
❤️ @resane_amin | رسانه امین
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | دختر بابایی دیگه...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
🖤 برای چندمینبار بود که با زهرا کوچولوم میومدم برای زیارت آقا...
📃 #روایت_زائزان_دارالذکر | قبلاً هم در مورد زهرا کوچولوی آقا که همراه آقا شهید شده صحبت میکرد
ولی این بار این عکس زهراجان که بالای یادبودش قرار کرفته انگار روح زهرای من و به هم ریخته بود
رو کرد به من گفت مامان زهرا کوچولو هم شهید شده؟؟
گفتم آره مامان شهید شده
باز با اشاره به عکس زهراجان گفت مامان این زهرا کوچولو شهید شده؟؟
گفتم آره مامان شهید شده
بازم انگار که اصلا باور نمیکرد من دارم به سوالش جواب درست میدم گفت آقا میدونم شهید شده زهرا کوچولو هم شهید شده و من باز با چشم اشکآلود گفتم آره مامان شهید شده
این بار با تعجب بیشتر و حیرت بیشتری گفت همین زهرا کوچولو که پستونک توی دهنشه اینو میگم شهید شده😭😭😭
اشک من جاری شد و شونههام به لرزه افتاد
و زهرای من باز پرسید آره مامان شهید شده؟؟؟🥺🥺
و من باز هم گفتم آره مامان شهید شده
هنوز حیرت در چشمانش موج میزد که گفت آمریکا و اسرائیل شهیدشون کردن
گفتم آره مامان
هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی همین سوالهای تکراری بچهها و جوابهای تکراری ما مادرا روضه بشه و سندی باشه از مظلومیت امام شهیدان
لعنت بر آمرین و عاملین این ظلم بزرگ
#مرگ_برآمریکا #مرگ_براسرائیل
🖥 @daarozekr
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی زائران | تو سینه از غمت شده تلاطم...
📥 تولیدات خود از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را به https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir ارسال کنید.
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr
🖤 #رواق_دارالذکر | بی تو
📝 خردهروایتهای رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در «رواق دارالذکر» حرم مطهر علیبنموسیالرضا(ع)، مرداد ١٤٠٥
▪️ صدای جیغهای ممتد زن، فضا را پر کرد. همهمه خوابید. سرها به طرف صاحب صدا برگشت. رواق دارالذکر شلوغ بود؛ صدا به صدا نمیرسید. دو نفر زیر بغلهای زن را گرفته بودند. دختر نوجوانی روسری زن را جلو میکشید. یک نفر، لیوان آب به دست، دوید. خادم با آبپاش کوچکی که دستش بود، گلاب روی صورت زن اسپری کرد.
▪️ یک نفر پرسید: «چه شده؟» خانمی دستمال کاغذی را به بینیاش کشید و گفت: «وقتی خبر شهادت آقا را دادند، حملهی عصبی بهش دست داد و نتونست گریه کنه. آوردیمش پابوس امام رضا، بلکه مزار رهبر رو ببینه و بغضش بترکه.»
✍ سیده اعظمالشریعه موسوی
👈 به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید:
🖥 @daarozekr