👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
بدون تو هرگز « قسمت هفتم » سر سفره روی پای اون می نشست و علی دهنش غذا می گذاشت. صد
بدون تو هرگز
« قسمت هشتم »
اول اصلاً نشناختمش.
چشمش که بهم افتاد رنگش پرید. لب هاش می لرزید. چشم هاش پر از اشک شده بود.
اما من بی اختیار از خوشحالی گریه می کردم. از خوشحالی زنده بودن علی. فقط گریه می کردم.
اما این خوشحالی چندان طول نکشید ...
اون لحظات و ثانیه های شیرین، جاش رو به شوم ترین لحظه های زندگیم داد.
قبل از اینکه حتی بتونیم با هم صحبت کنیم، شکنجه گرها اومدن تو.
من رو آورده بودن تا جلوی چشم های علی شکنجه کنن.
علی هیچ طور حاضر به همکاری نشده بود. سرسخت و محکم استقامت کرده بود و این ترفند جدیدشون بود.
اونها، من رو جلوی چشم های علی شکنجه می کردن و علی ضجه می زد و فریاد می کشید. صدای یازهرا گفتنش یه لحظه قطع نمی شد.
با تمام وجود، خودم رو کنترل می کردم. می ترسیدم. می ترسیدم حتی با گفتن یه آخ کوچیک، دل علی بلرزه و حرف بزنه.
با چشم هام به علی التماس می کردم و ته دلم خدا خدا می گفتم. نه برای خودم. نه برای درد. نه برای نجات مون.
به خدا التماس می کردم به علی کمک کنه. التماس می کردم مبادا به حرف بیاد.
التماس می کردم که...
بوی گوشت سوخته بدنِ من ... کل اتاق رو پر کرده بود ...
ثانیه ها به اندازه یک روز و روزها به اندازه یک قرن طول می کشید.
ما همدیگه رو می دیدیم اما هیچ حرفی بین ما رد و بدل نمی شد.
از یک طرف دیدن علی خوشحالم می کرد.
از طرف دیگه، دیدنش به مفهوم شکنجه های سخت تر بود.
هر چند، بیشتر از زجر شکنجه، دردِ دیدن علی توی اون شرایط آزارم می داد.
فقط به خدا التماس می کردم.
- خدایا! حتی اگر توی این شرایط بمیرم برام مهم نیست. به علی کمک کن طاقت بیاره. علی رو نجات بده...
بالآخره به خاطر فشار تظاهرات و حرکت های مردم، شاه مجبور شد یه عده از زندانی های سیاسی رو آزاد کنه.
منم جزءشون بودم.
از زندان، مستقیم من رو بردن بیمارستان.
قدرت اینکه روی پاهام بایستم رو نداشتم. تمام هیکلم بوی ادرار ساواکی ها و چرک و خون می داد.
بعد از 7 ماه، بچه هام رو دیدم. پدر و مادر علی، به هزار زحمت اونها رو آوردن توی بخش. تا چشمم بهشون افتاد. اینها اولین جملات من بود:
-علی زنده است. من، علی رو دیدم. علی زنده بود.
بچه هام رو بغل کردم. فقط گریه می کردم.
همه مون گریه می کردیم.شلوغی ها به دانشگاه ها کشیده شده بود...
اونقدر اوضاع به هم ریخته بود که نفهمیدن یه زندانی سیاسی برگشته دانشگاه.
منم از فرصت استفاده کردم. با قدرت و تمام توان درس می خوندم.
ترم آخرم و تموم شدن درسم، با فرار شاه و آزادی تمام زندانی های سیاسی همزمان شد.
التهاب مبارزه اون روزها، شیرینی فرار شاه با آزادی علی همراه شده بود. صدای زنگ در بلند شد. در رو که باز کردم. علی بود
علی 26 ساله من، مثل یه مرد چهل ساله شده بود.
چهره شکسته. بدنِ پوست به استخوان چسبیده. با موهایی که می شد تارهای سفید رو بین شون دید و پایی که می لنگید.
زینب یک سال و نیمه بود که علی رو بردن و مریم هرگز پدرش رو ندیده بود.
حالا زینبم داشت وارد هفت سال می شد و سن مدرسه رفتنش شده بود و مریم به شدت با علی غریبی می کرد. می ترسید به پدرش نزدیک بشه و پشت زینب قایم شده بود.
من اصلاً توی حال و هوای خودم نبودم. نمی فهمیدم باید چه کار کنم. به زحمت خودم رو کنترل می کردم. دست مریم و زینب رو گرفتم و آوردم جلو.
- بچه ها بیاید. یادتونه از بابا براتون تعریف می کردم. ببینید. بابا اومده. بابایی برگشته خونه.
علی با چشم های سرخ، تا یه ساعت پیش حتی نمی دونست بچه دوم مون دختره. خیلی آروم دستش رو آورد سمت مریم. مریم خودش رو جمع کرد و دستش رو از توی دست علی کشید. چرخیدم سمت مریم.
- مریم مامان. بابایی اومده.
علی با سر بهم اشاره کرد ولش کنم. چشم ها و لب هاش می لرزید. دیگه نمی تونستم اون صحنه رو ببینم. چشم هام آتش گرفته بود و قدرتی برای کنترل اشک هام نداشتم. صورتم رو چرخوندم و بلند شدم.
- میرم برات شربت بیارم علی جان.
چند قدم دور نشده بودم که یهو بغض زینبم شکست و خودش رو پرت کرد توی بغل علی.
بغض علی هم شکست. محکم زینب رو بغل کرده بود و بی امان گریه می کرد.
من پای در آشپزخونه. زینب توی بغل علی و مریم غریبی کنان.
شادترین لحظات اون سال هام به سخت ترین شکل می گذشت.
بدترین لحظه، زمانی بود که صدای در دوباره بلند شد.
پدر و مادر علی، سریع خودشون رو رسونده بودن. مادرش با اشتیاق و شتاب. علی گویان، دوید داخل.
تا چشمش به علی افتاد از هوش رفت...
علیِ من، پیر شده بود.
روزهای التهاب بود. ارتش از هم پاشیده بود. قرار بود امام برگرده. هنوز دولت جایگزینِ شاه، سر کار بود.
خواهرم با اجبار و زور شوهرش از ایران رفتن. اون یه افسر شاه دوست بود و مملکت بدون شاه برای او معنایی نداشت.حتی نتونستم برای آخرین بار خواهرم رو ببینم.
#بدون_تو_هرگز
#دیوارنگاره | شرط توحید
... اللَّه جَلَّ جَلَالُهُ یقُولُ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا
🔹 خداوند عزّوجل میفرمایند: توحید قلعه من است، هرکه وارد قلعه من شد از عذابم ایمن گشت. (چون مرکب به راه افتاد [امام رضا علیه السلام] فرمودند: [البته]) با شرایطش و من جزو شرایط آنم.
متن کامل این حدیث را از اینجا بخوانید.(کلیک کنید)
▫️اثری از استاد حسن روحالامین
#دهه_کرامت | #امام_رضا | #ولادت | #حدیث_سلسلة_الذهب
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
🔴همچنان که ما در حال مبارزه با بی حجابی هستیم جریان صورتی هم در حال مبارزه با فرهنگ دینی ما است اما آنها چادر به سر کرده اند و ریش گذاشته اند .
برای اثبات این ادعا که ما مورد تهاجم فرهنگی توسط چادری وریشه دارهای صورتی هستیم تا آنجائیکه حتی مراسم های مذهبی ما ازمدل طراحی اهل بیت خارج شده و به دست جریان صورتی افتاده است ،باید چندی از فتواهای امام خامنه ای و سبک زندگی صورتی ها را با هم مقایسه کنیم تا متوجه عمق نفوذ جریان صورتی در بین نسل نوجوان شویم.
🔻استفاده از مداحی های استودیویی در مراسمات مذهبی
حتی اگر فرض کنیم بهذاته این قطعات موجب انحراف تربیت عواطف و احساسات مخاطبین نشود، از آنجا که اجرای آیینهای دینی اسلامی (نظیر قرائت قرآن و اذان) همراه با آلات موسیقی نبوده است، تولید و ترویج قطعات مداحی به همراه موسیقی، موجب تضعیف فرهنگ اسلامی و ترویج فرهنگ غیر اسلامی و گرایش به فرهنگ غرب در حوزه اجرای آیینهای دینی میشود، چرا که در فرهنگ اسلامی برخلاف فرهنگ اهل کتاب، اجرای آیینهای دینی به همراه آلات موسیقی، امری نامتعارف و قریب به بدعت است. بنابراین تولید و پخش این قطعات از این منظر نیز، جایز نیست، چرا که ایجاد گرایش به غرب در مخاطبین، خود یک عامل مستقل برای وضع حکم حرمت در تولید و استفاده از آثار هنری و رسانهای است(خامنهای، ۱۳۸۸، ۵۰۶)
🔻آرایش وتبرج حجاب استایل ها
. آرایش کردن زنان و ظاهر شدن در مقابل نامحرم چه حکمی دارد؟
اگر خانمی آرایش داشته باشد، باید آرایشش را از نگاه نامحرم بپوشاند. اگر او آرایش کند به قصد اینکه نامحرم ببیند، این کار حرام است؛ اگر عمداً در نگاه نامحرم چهرهی آرایششدهاش را نپوشاند آن نیز حرام است؛ مواردی هم که در بحث پوشش خانمها استثنا شده (گردی صورت و دستها تا مچ) در صورتی است که آرایش و زینتی نداشته
🔻عادی سازی کشف حجابها و دعوت از کشف حجاب کرده ها به جشن های دختران مذهبی
نظر امام خامنه ای:بی حجابی حرام شرعی و سیاسی است .
وجوب امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر از واجبات و فرایض بسیار مهم و بزرگ اسلامی به شمار میرود، و افرادی که این فریضهی بزرگ الهی را ترک میکنند یا در برابر آن بیتفاوتند گناهکار خواهند بود و کیفری سخت و سنگین در انتظار آنها است. امر به معروف و نهی از منکر نه تنها به اتفاق فقهای اسلام واجب است، بلکه اصل وجوب آن جزو ضروریات دین مبین اسلام به شمار میآید
۹۳/۷/۲
🔻استفاده از دختران رزمی کار برای اجرا وجذابیت در جشن های مذهبی با حضور خانواده ها ومردان نامحرم
حضور زنان ورزشكار در سالنهاى مسابقات ورزشى كه مردان هم در آن حضور دارند آن هم با پيراهنهاى ورزشى كه غالباً كوتاه و بالاتر از زانوى بانوان ورزشكار مىباشد چه حكمى دارد؟
جواب: زنان بايد تمام سر و بدن خود را بهجز صورت و دستها تا مچ كه زينت و آرايش نشده باشد با لباسى كه توجه نامحرم را جلب نكند و حجم بدن او را آشكار ننمايد، بپوشانند و بر مردان و زنان حضور در مكانها و انجام امورى كه به گناه و فساد منجر مىشود، جايز نيست
⏪⏪اینها فقط بخش کوچکی از تفاوت های سبک زندگی صورتی ها با امامین انقلاب است.امید میرود با قیاس رویه صورتی با احکام شرعی خودمان ،اجازه ندهیم نسل نوجوان ما به استحاله فرهنگی در ایند.همین الان هم خانواده ها به خاطر هجوم تمدن غرب با مشکلات تربیتی بسیاری مواجه هستند
✍عالیه سادات
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سر به سر گذاشتن یک پیرمرد روستایی توسط خادم امام رضا علیه السلام
و ادامه ماجرا.... 😭
#امام_رضا
#دهه_کرامت
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دولتها نخواستند؛ مسئلهی حجاب را، بموقع و ریشهای حل کنند!
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
بیحجابی، بازگشت به عصرجاهلیت
❌ روی آوری به بیحجابی و ولنگاری فرهنگی، نوعی بازگشت به عقب و گرایش به فرهنگ و عصر جاهلیت است:«وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی ....»؛ «و در خانههایتان بنشینید و آرام گیرید و مانند دوره جاهلیت پیشین با آرایش و خود آرایی بیرون نیایید .... ».
📚سوره احزاب،آیه33
🌐https://btid.org/fa/news/193819
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
كودكاني كه با همسالان خود بازي ميكنند، كودكان شادتري هستند.
كودكاني كه بيشتر وقت خود را ميان بزرگسالان ميگذرانند، مضطرب ترند.
بيشترين وقت كودك بايد به بازي كردن و شناخت دنياي اطرافش بگذرد. بچه ها را به پارک ببرید، کلاسهای هنری ورزشی و بازی با همسالان برای کودکان مناسب است.
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
💢 تربیت مصنوعی!
تربیت فرزند مثل گُلی است که آن را پرورش میدهند. گُل را آب داده و در نور میگذارند و همه زمینهها را برای شکفتن آن فراهم مینمایند تا خودش باز شود.
آیا انسان میتواند با دست، به باز شدن گل کمک کند و به آن شکوفایی مصنوعی دهد؟ مسلما آن را خراب میکند! دخالتهایزیاد والدین هم برای خوب شدن فرزند، اگر به حد شکوفایی مصنوعی رسید، همینطور میشود و کار را خراب میکند.
بسیاری از پدارن دلشان میخواهد وقتی فرزندشان بزرگ شد، دکتر یا مهندس شود؛ لذا از همان بچگی تشویقش میکنند و مرتب به او چیزهای خوب تعلیم میدهند که یاد بگیرد؛ آنان با این تصرفی که در او میکنند، از او یک موجود تصنّعی میسازند.
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز حوصله کن و لذت یک هیجان عالی رو برای فرزندت فراهم کن
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
یکی از بهترین راه مقابله با کودک لجباز دادن حق انتخاب به اوست..
مثلا به جای اینکه بگوییم حتما این لباس را بپوش چند مدل لباس مناسب را در اختیارش می گذاریم می گوییم که یکی را انتخاب کند.
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛
زمانی که پیرترمیشویم
بیشتر وبیشتر درمی یابیم
که
مهم نیست چه ظاهری داریم
یا
مالک چه هستیم!
مهم انسانی ست،
که به آن مبدل گشته ایم!
#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید👇👇
┏━━━🍃🧕🌸🍃━━━┓
@dadhbcx
┗━━━🍃🌸🧕🍃━━━┛